کلیه مطالب چاپ شده در این" سایت" متعلق به شمس الدین صلواتی(شمی) و استفاده از آنها برای نشر در دنیای مجازی و مجلات با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز است.
--------------------------------------------------------------------------
انسان مقدستر از هر چیز!مقدس تر از خاک و نژاد و اعتقادات!!!!! زمانی ما بر جهل و نادانی// زور و ستم فایق می آیم که بر اساس ارزشهای انسانی گام بر داریم ! نه بر اساس تاریخ نامفهوم و متکی بر جهل // نه بر اساس نژاد و نه بر اساس مذهب " ناسیو نالیزم و مذهب در تناقض با انسان و ارزشهای انسانی هستند!!!
***
در این دنیای وارونه، که جاهل و جانی همدم و همسازند. جاهلان در جهل و جانیان در اوج قدرت/ دنیا را در زوال نیستی به آتش جهل سپردند!
"گذشته هم دورانی بود! ما هم برای خومان کسی بودم"
انسان وقتی که در پیشروی/ رو به جلو ناتوان است مجبور است در بین راه مکث کند و با نگاهی به گذشته حسرت سوزان را سر دهد. اساسا کسانی حسرت گذشته را می خورند که در عالم بچه گی خود زندگی می کنند و ناتوان در حرکت رو به جلو . "شکست خوردگانند" . آنانی که کورند و نمی دانند با کدامین راه می توانند به مقصد برسند. انسانی که نگاهش به گذشت است و رویا هایش را در گذشت جستجو می کند در اوج حقارت خود را کوچکترین کوچکها می داند و همچون برگ خزان همراه باد به هر سو روان است. اساس انسان یعنی دگرگونی/ تغییر برای یک جامعه انسانی / و روشنگری برای جا انداختن سنتهای انسانی. در طول تاریخ همیشه حکومتهای مستبد و جانی " شیخ و شاه " بوده است.
--------
در این دنیای پر از دانش و علم بسوی دین رفتند، یک گناه است
هنرمند آنکس، که شمعی بیافروزد و آن حدیث کهنه را از ریشه بر اندازد.
--------
دین یعنی از خود بیگانگی! مثل اینکه در تاریکی، در زیر زمین به دنبال چیزی که وجود ندارد می گردید، “گشتند و عاقبت نیافتن”! دین یعنی جهالت و از هویت انسانی خود دور شدن و پناه به هیچ و پناه بر هیچ بودند !دین یعنی خود را به دیگری سپردند یعنی اوج جهالت و از خود بیگانگی!
---------
انسان آزادۀ کسی است که از وابستگی به خدا و دین و پیامبر، و نیز کشور و وطن و دولت خاص، رها شده باشد و برای احیای ارزشهای انسانی در جامعه تلاش کند!
| رونین در قالب کردن لمپنیزم به عنوان فره… | |
| شمی صلواتی در گپی خودمانی با شمی صلواتی | |
| شمی صلواتی در گپی خودمانی با شمی صلواتی | |
| behruz در گپی خودمانی با شمی صلواتی | |
| شمس الدین در به بهانه جشن توًلد…… | |
| Anonymous در به بهانه جشن توًلد…… | |
| امجد در گالری – عکس | |
| احمد حسن زاده در در دفاع از علیا ماجده المهدی … | |
| احمد تقی زاده در در دفاع از علیا ماجده المهدی … | |
| شمی صلواتی در گالری – عکس | |
| امید در گالری – عکس | |
| Farzaneh Safanasab در به کدامین سو؟ ایستادم! و با کد… | |
| Pat risia Es در به کدامین سو؟ ایستادم! و با کد… | |
| Ali در مسخ شدگانیم. | |
| Anonymous در اعلام جرم علیه عثمان خلیلی و س… |
"گذشته هم دورانی بود! ما هم برای خومان کسی بودم"
انسان وقتی که در پیشروی/ رو به جلو ناتوان است مجبور است در بین راه مکث کند و با نگاهی به گذشته حسرت سوزان را سر دهد. اساسا کسانی حسرت گذشته را می خورند که در عالم بچه گی خود زندگی می کنند و ناتوان در حرکت رو به جلو . "شکست خوردگانند" . آنانی که کورند و نمی دانند با کدامین راه می توانند به مقصد برسند. انسانی که نگاهش به گذشت است و رویا هایش را در گذشت جستجو می کند در اوج حقارت خود را کوچکترین کوچکها می داند و همچون برگ خزان همراه باد به هر سو روان است. اساس انسان یعنی دگرگونی/ تغییر برای یک جامعه انسانی / و روشنگری برای جا انداختن سنتهای انسانی. در حالیکی در طول تاریخ همیشه حکومتهای مستبد و جانی " شیخ و شاه " بوده است.