خبر مرگ دل را می آزارد، انسان را متاثر می کند.
شهین قلب رئوف و مهربانی داشت. اشنای من با او به کوهها و دشتها کردستان بر می گردد
. صمیی بود و به آرامی سخن می گفت . پر کار بود و مصم. با کوله باری از آرزوها رفت
و دل ما آزرده و بی تاب ما را در جستجوی خاطرتها تنها گذشت. یاد عزیزاش گرامی باد
مربوط به موضوع های: آرشیو مقالات

RSS - Posts
دوست گرامی بهتر است حداقل به علتهای این حادثه و مسببان این رخداد توجه شود .آیا از خود پرسیده اید اگر زنده یاد دارای بستری گرم خانوادگی بودو یا حداقل یار و یاوری که بتواند حداقل نیازهای وی را در آن غربت درک نمایدو به اومحبت واقعی (نه ظاهری)ارزانی دارداین پایان برای او رقم میخورد.آیا وقت آن نرسیده کمی به خود آییم و اینقدر خود ودیگران را گول نزنیم
از شم که دم ازدوستی با وی میزنید انتظار برسی این مسئله و روشن شدنکردن واقعیات پشت پرده میرود
پاسخ
دوست خوبم. حق با شما، من نهایت تاسف خود را نوشتم.
مسئله دوم از 1989به بعد من از چگونگی زندگی او اطلاعی نداشتم
و هنوز نمی دانم چرا خود کشی کرد .
حقیقش را بخواهی هیچ گونه اطلاعی از مشکلات او نداشته و ندارم.
یک نقط را به خاطر بسپار. به دقت، به آن توجه کن
در جامعه که هر کسی به فکر خویش، انسانها فقط خود یار و یاور خود باید باشند و واقعیت را هم و شرایط را مد نظر بگیرند
مسئله سوم
آیا شهین با کسی مشکلاش را در میان گذشت؟ آیا از کسی کمک خواست ؟ افرادی هم بودند دست رد به سنیه او بزند.
منظور یک تنه به قاضی رفتند اشتباه ست.
در سوئد آمار خودکشی زیاد است در حالیکه در آلمان غریبه و بی بیگانه است.
از سوی دیگه : من ماها فراموش کردیم چه می خواستم. و در جامعه میزبان حل شده ایم و کنج خانه را پیشه کردیم. به یک زندگی دل خوش کردیم. خط قرمز بر روی مبارزه کشیدیم. و با تعریف گذشته، بی عملی خود را توجیه کردیم . این تاسف بار است. باید به اندیشی انسانی باز گردیم باید دوباره وظیفه برای خود تعریف کنیم. من کاملا با شما موافقم. دوست نازانین من