بایگانی دسته: آرشیو مقالات

پاسخی به مدافعان » دین»

وقتی که این متن»توهین به اعتقاد مردم» را می نوشتم، می دونستم که صاحبان مدعی شعور پیدا می شوند.  که تنهای  به قاضی می روند و یقه آخوندی پیراهنشان  را باز می کنند، … بیشتر بخوانید

معنای توهین به اعتقاد مردم !

ای مردم، های خلایق،  ای ملت.  دوستان خوب و بد. رفقا مدرن امروزی !  من برای هیچ دینی احترام قائل نیستم .  برای اعتقاد توده ها!  احترام قائل نیستم. برای جهالت و نادانی… بیشتر بخوانید

آیا جنایت و حماقت همیشه می تواند کار ساز باشد.

آیا جنایت و حماقت همیشه می تواند کار ساز باشد؟ چند روزی است بنا به فتوای یکی از برگزیدگان خدای واهی یا (مقام معظم رهبری ) به نام»آیت الله صافی » علیه شاهین… بیشتر بخوانید

آیا! کسی هست؟که

 بجز خار، اسم مرا از گل شنیده باشد. می دونم! جواب این سوال سخت است چون کسی مادر من را ندیده است، خود من هم،»مادرم را ندیده- ام / زن داییم می گفت… بیشتر بخوانید

به بهانه جشن توًلد…

به بهانه  جشن توًلد… من در سال  1343 نهم اربیهشت در  صلوات آباد  سنندج بدنیا اومدم و در طول حیات  زندگیم هیچ وقت جشن توَلد نگرفتم و کسی هم تولدم را تبریک نگفت،… بیشتر بخوانید

من زنم / شعرى از شمى صلواتى

جنبش زنانۀ

چه درایران اسلامی، چه در جهان اسلام !  در طول بیش از سه دهه که اسلام سیاسی میداندار معرکه بوده/ لخت شدن و اتنخاب پوشش جز گناه حساب می شده است و می… بیشتر بخوانید

روز زن مبارک باد .

بمناسبت هشت مارس روز زن. روز زن، روز زیبایی هاست.گرچه من، کار خاصی نمی کنم.  ولی کوچه های  اطراف خونه مان  را از پرهای گل سرخ، شقایق و لاله، نسترن و گل یاس … بیشتر بخوانید

به مناسبت هشت مارس/

از شوق آمدنت ، مشعل را از نو میافروزم

با سلام به رفیق نسان! با سلام به رفیق نسان . با من از عشق بگو از لبخند دوباره،  از چگونه زیستند.                       *** از شوق آمدنت ،  مشعل را از نو میافروزم… بیشتر بخوانید

اخبار هفتگى- گفتگو با شمى صلواتى, نويسنده و شاعر و زندانى سياسى دهه ٦٠ برنامه تلويزيونى «براى آزادى زندانيان سياسى» — شيوا محبوبى

در دفاع از علیا المهدی مصری !

در دفاع از علیا المهدی مصری ! مثل اینکه جمعی از زنان و مردان ما  زیادی  به لخت شدن بخصوص زن حساسند. خانمی به نام لاله افشاریدر فیس بوک چنین نوشت» روشهای متفاوتی… بیشتر بخوانید

دو مقاله قدیم بصورت پی د اف

20630s-salv 30414sh-salavat

مقدس است انسان

از دامن پاک طبیعت گریزانم کردند، منزلم زندان بود و فکرم مخدوش! عاشق تفنگ بودم و آن را تنها راه نجات می پنداشتم حالا سالها گذاشته و من با کوله باری از تجربه… بیشتر بخوانید

زن ایرانی

چند ماهی پیش خانمی  با من این سوال را در میان گذشت و من مختصر جوابی دادم  و امروز بر حسب اتفاق در میان اورق بایگانی شدم آن را یافتم  به نظر جالب… بیشتر بخوانید

پاسخ به یک سوال در مورد جدائی کردستان/ از ایران!

پاسخ «شمی صلواتی به یک سوال در مورد جدائی  کردستان/ از ایران! مرتضی یعقوبی :آقای صلواتی، استاد محترم در وطن پرستی شما شکی نیست حالا با هر دینی؟ اما من یک سوال دارم… بیشتر بخوانید

عشق ورقه پاره ای سیاه

برایم نوشتی که عشق ورقه پاره ای سیاه از زندگی است. و من چه سخت غمگین شدم از ناباوری تو نسبت به خودم. بهت گفتم، شاید هم، به صدها بار، عشق زندگی و… بیشتر بخوانید

از شما چه پنهان /

یاری دارم زیباترین زیبایهاست، زبیاست همچو آهو. سرکش هست و مست .شرکش همچو اسب وحشی. مست همچو قناری بر روی یک شاخه از درخت، آواز عشق را دوباره میخواند. شیداست ودیوانه، گوی فصل… بیشتر بخوانید

عشق

عشق را معنایست و حدیثی……. معمایست و رازی…… و من بریان و سوزانم،چرا؟ نمی دونم! و اینکه تو را چه معنایست حدیث عشق! بازهم نمی دونم. جانان من !… عشق یعنی بوسه لب… بیشتر بخوانید

مرور دوباره به یاد ……….شمه صلواتی

یک روز غروب بعد از خستگی زیاد(کاردر باغ ) در جلو ی خانه باغ هر دو ما نشسته بودیم باد ملایمی آرام آرام به درختان می خورد و آهنگی دلنشین ناشی از وزش… بیشتر بخوانید

  • دلارا را کشتند. دلارارا کشتند. شنیدی! نقاش جان وجهان راکشتند. باشنیدن این خبر تنم سردوبی حس شد. برروی پله های تراز ِخانه که به باغچه منتهی میشد- نشستم وفکر ناخوداَگاه مرا با خود برد به ساحل دریای شمال. با نگاهی پرازحسرت به آب خیره شدم. آنجا که هرازگاهی میزبان زنی بود. زنی بنام دلارا- که جنایتکاران به قتلش رساندند. زنی که ساحل رامیشناخت و باریتم آب شعرمیگفت. زنی که رنگ دریارامیشناخت- باغچه را میشناخت- وبابوی گلهادرآمیخته بودو درچهاردیواری زندان آنهارابه تصویرمیکشید. زنی درمحاصره رنگهاو نقاش جان وجهان. زنی که صدای دل نشین پیانورامیشناخت وبااَن همنوامیشد. زنی که مرگش اعدام رنگهابود. دلاراراکشتند. مانیزشنیدیم وتنمان لرزید. دلاراقاتل نبود- احساس وعاطفه های دلارادرنقاشیهایش پیداست و زندگی بشارت اوست. جنایتکاران اوراکشتند. چون ازعاطفه هانفرت دارند. دلاراقاتل نبود. قاتل آنانندکه هرروزحکم اعدام صادرمیکنند. قاتل،مومنان ومردان سیاه دل ِخدایندکه هرروزجنایتی میآفرینند. دلاراراکشتندو قلب معصومش راازکارانداختند. دلاراراکشتند. نقاش جان وجهان راکشتند.
  • "گذشته هم دورانی بود! ما هم برای خومان کسی بودم"

    انسان وقتی که در پیشروی/ رو به جلو ناتوان است مجبور است در بین راه مکث کند و با نگاهی به گذشته حسرت سوزان را سر دهد. اساسا کسانی حسرت گذشته را می خورند که در عالم بچه گی خود زندگی می کنند و ناتوان در حرکت رو به جلو . "شکست خوردگانند" . آنانی که کورند و نمی دانند با کدامین راه می توانند به مقصد برسند. انسانی که نگاهش به گذشت است و رویا هایش را در گذشت جستجو می کند در اوج حقارت خود را کوچکترین کوچکها می داند و همچون برگ خزان همراه باد به هر سو روان است. اساس انسان یعنی دگرگونی/ تغییر برای یک جامعه انسانی / و روشنگری برای جا انداختن سنتهای انسانی. در حالیکی در طول تاریخ همیشه حکومتهای مستبد و جانی " شیخ و شاه " بوده است.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 2,842 مشترک دیگر بپیوندید