رفتگان خيلى وقت است که رفته اند اما تا به حال آن را اعلام نکرده بودند! دو سال از رفتن رفته گان گذشت هر چند ما مُهر سکوت بر لب داشتيم و هرگز و هيچ جا نگفيتم که ياران قديم ما رفته اند البته به پاس گذشته شان، به اعتبار انتخابشان در کنار ما، ما را بر اين باور پايدار کرد بودند که رفته گان ما باز ميگردند، و دوباره در شعله ور ساختن اين شمع فروزان که با خون دل آن را در اين خانه سوت و کور نگاه داشته ايم کمک مى کنند که بيشتر شعله ور شود، تا اميد عاشقان راه عشق همچنان پايدار و استوار باقى بمانده، اساساً به همين اعتبار ما بر اين باور مانديم و هرگز رفتنشان را اعلام نکرديم زيرا گذشته شان با ما بود و باورمان شد بود که در آنيده نيز با ما مى مانند، ولى نه تنها رفته گان ما رفته بودند بلکه بر آن شدند تا در اين خانه ى سوت و کور، به جنگ اين شعله شمع فروزان که ما و آنان عمرى براى شعله وار ماندنش وقت صرف کرده بوديم، وبا چنگ و دندان براى شعله وار ماندش جنگيده بوديم خاموشى را مسلط کننده، اينک رفتگان ما در تلاش براى خاموش کردن شمع فروزانند چون خودشان جز رفتگانند به همين دليل با رفتن خود مى خواهند پشت سرشان تاريک و سياه باقى بماند رفتگان ما امروز تاريکى را مى ستايند و از اين شمع فروزان بيزارند، زين روست که امروز ما مجبوريم با ياران قديمى خود که جز رفتگان اند رفتنشان را وداع کنيم تا اين شمع فروزان ما در اين خانه سوت و کور همچنان فروزان باقى بماند و تاريخ زندگانى رفتگان ما جزو اين شمع فروزان باقى بمانده چيزى که خودشان از آن بيزارند و نمى خواهند. البته ما براى بدرقه ى راهشان نامه خداخافظى اى رفيق (منصور حکمت )را نه تنها نشانشان داديم بلکه با صداى رسا نيز برايشان خوانديم تا ياد آور خاطرات درخشان گذشته ى مشترکمان باشيم، چون هنوز بر اين باوريم که شايد دوباره روزى باز گردند.. مورخ بيست و سه آگوست دو هزار و چهار /شمه صلواتى

Advertisements