کنگره پنج احياى دوباره منصور حکمت بود، کنگره پنج وحدت کمونيست هايى بود که عشقشان احياى دوباره مارکسيم بود. من در کنگره پنج حزب کمونيست کارگرى ايران شرکت کردم و عشق به سوسياليزم را ديديم و عاشقانه تر از هميشه آن را باورکردم. در ٢٤ اوت سال دوهزار و چهار يک گرايش راست از حزب ما انشعاب کرد. اين انشعاب بخودى خود به سود گرايش چپ و سوسياليزم در حزب ما بود. به همين دليل من از اين بابت زياد نگران نبودم ، تنها نگرانى من براى رفتن آن دسته از رفقاى خوبى بود که آگاهانه يا ناگاهانه در اين ميسر منحرف گام نهادند و از گرايش چپ و سوسياليزم فاصله گرفتند. اميدوارم که بازهم اين رفقا را در انقلاب آتى ايران در صف انقلاب و در کنار خود داشته باشيم.در طول چند ماه مجادله عاقبت طرفداران گرايش راست بدون دفاع از نظراتشان ميدان را ترک گفتند و از آمدن به کنگره پنج خودارى کردند، زيرا مى دانستند که نظرات راست پا در هوا است و در حزبى که تفکر منصور حکمت ريشه دوانيده است نمى تواند جاى داشته باشد .کنگره پنج به طور واقعى مراسم دفن گرايش راست شد و اين يک واقعيت تلخ براى هوداران اين گرايش بود. من نمى خواهم در رابطه با گرايش راست و چگونگى انشعاب بحثى به ميان بکشم ، زيرا به انداز کافى در اين مورد نوشته شده است. آنچه را که من مى خواهم به آن بپردازم واقعيت خود کنگره پنج است. به تصويرکشيدن آنچه که در کنگره گذشت کارسختى است . بيان احساسات آن همه کمونيست مسئول و دلسوز در گوشه و کنار اين جهان پهناور که در اين کنگره تاريخى دور هم جمع شده بودند تا ارزشها و سنتهاى کمونيستى را زنده نگاه دارند در توان من نيست .آنچه را من ديدم احساس عشق انسانى، انسان هاى کمونيست بود که خود را به محل کنگره رسانده بودند تا از سوسياليزم دفاع کنند، زيرا کمونيسم را مى شناختند، انقلاب را مى شناختند و خودشان را مدافع ارزشهاى انسانى و کمونيستى مى دانستند.اما آنچه که بسيار جالب و ديدنى بود حضور نيروى جوان در اين کنگره بود٠ درصد بالايى از حاصرين کنگره را افراد زير سى سال تشکيل مى دادند که فرياد زنده باد انقلاب، زنده باد جمهورى سوسياليستى ، زنده منصور حکمت و درود برحميد تقوائى شان سالن کنگره را به لرزه در مى اورد و آنچنان هيجانى به بار مى آورد که عشق به سوسياليزم را صد برابر مى کرد . زمانيکه يکى از اعضاى حزب ، يک کارگر کمونيست شرکت نفت به سخنرانى پرداخت جوانان با آن چنان شور و شوقى فرياد مى زدند ،کارگر نفت ما رهبر سرسخت ما ، که اشک عشق ، اشک شادى، اشک پيروزى بر شيارهاى گونه پر چروک من جارى شد. اين کنگره بامصوباتش، روحيه بالا و عزم راسخ شرکت کنندگانش اعتقاد من به سوسياليسم و حقانيت پرچمدار واقعى آن ، حزب کمونيست کارگرى ايران را صدچندان کرد٠ اين کنگره هم همچون کنگره هاى قبلى يکبار ديگر مهر سوسياليسم منصور حکمت را برخود زد و يکبار ديگر ثابت کرد که دنيا بدون سوسياليسم ، بدون ترس از سوسياليزم معلوم نيست که به چه منجلابى تبديل مى شود

Advertisements