من پرورد رنج ودردم

محروم از هر آنچه که در لیست عشق و صفا بود

در ویرانه خانه ای زیستم

که معمارش بزرگ مردان مومن

همراه با خود خدا بود.

مرگ کلمه تلخ و شنیدن آن آزار دهنده است زیرا خبر مرگ هر انسانی جسم و روح را می آزارد و لی مرگ شاهدخت بشدت مرا متاثر سا خت .روز جمعه، سوم یانوار 2008 شاهدخت شادی مقدم بر اثر بیماری سر طان در سن 42 سالگی، در بیمارستان شهر کاسل / آلمان قلبش برای همیشه از کار افتاده .شنیدن این خبر برای من تکان دهنده و غم انگیز بود زیرا من از نزدیک شاهدخت را می شنا ختم و از قلب پاک و بدون آلایش او آگاهي داشتم شاهدخت انسانی معترض، برابری طلب و آزادیخواه بود به همین دلیل نزدیک به 5 سال از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی سپری کرد و مورد آزار و اذیت ماموران جمهوری اسلامی قرار گرفته بود. شاهدخت به رنجها تن داد و هیچ وقت حاکمیت ضد انسانی جمهوری اسلامی را نه پذیر فت و همواره در کنار انسانها آزایخو و برابری طلب باقی ماند.در اینجا به من عنوان مسئول فدراسیون پناهندگان شهر کاسل و از طرف تشکیلات حزب کمونیست کارگر در شهر کاسل نهایت تاسف خود را ابراز و خود را در غم بستگانش رفقا بهروز شادی مقدم و شریفه شادی مقدم ، پرویز شادی مقدم شریک می دانم . یاد عزیزش گرامی باد.با نهایت احترام

شمه صلواتی دهم یانوار 2008

Advertisements