متاسفانه روز یکشنبه 9 فروردين 1389 لطف الله ترقی درشهر سنندج، در سن 79 سالگی قلبش از تپش ایستاده و چشم از جهان فرو بست آقای ترقی یکی از چهره های فرهنگی شناخته شده بود، جدا از اینکه یک معلم دلسوز و آگاه بود،بلکه یکی از چهره های مقاوم و جسور در مقابل جمهوری اسلامی و سمبل فداکاری هم بود. آقای ترقی تن به آزار و اذیت جمهوری اسلامی داد و در این راه عزیزشان را از دست داده اما جمهوری اسلامی را نپذیرفت .از کسی پوشید نیست که آقای ترقی در آتش عاطفی فرزندانش سوخت و در مقابل جمهوری اسلامی سازش نکرد. وجود چنین انسانهای در جامعه تداوم راه مبارزه و احیای انسانیت است. اَقای ترقی نه تنها فردخوش نام و نشان ، با عقیده و مصمم بود ،که زبان زد مردم شهر و روستا بود، عزیزی بود سمبل مقاومت و خردمندی که در ذهنها جا گرفته بود.

خبردر گذشت این عزیز همه ماراکه آوازۀ فداکاری او را شنیده بودیم و به رفتار و کرداراو آگاهی داشتیم فقط قطره اشکی بودبیاداو، بیادفرزندان او، بیادبستگان اوفرو رختیم . خبر مرگ آقای ترقی سبب شد تامردم شهروروستابرای همدردی و ابراز احساسات در مراسم آن عزیز شرکت کنند . و ادای احترامی بود به پاس فداکاریهایش . قطعا»نام ترقیها دردلهای مردم آن دیارجای گرفته است . برای همیشه بعنوان آزاد اندیشان و مبارزین راه آزادی و برابری در قلب انسانها ده و شهر باقی خواهد ماند.

اَقای ترقی سه فرزندش را درسالهای اخیراز دست داده بود.

رحمت ترقی عضو کومه له و حزب کمونیست ایران روز 25 مهر ماه سال 1365 در جریان نبرد پیشمرگان کومه له بامزدوران جمهوری اسلامی درروستای»درویان فارسِِ » به قافلۀ رزمندگان جانباخته راه آزادی و برابری پیوست. یکی از همراهان رفیق رحمت ترقی میگفت:»گاه پیش میآمد لحظه ای از تلاش و فعالیت باز نمیایستاد، احساس میکردی که اصلا خستگی نمیشناسد» رحمت یکی از فعالین پرکار و تواناکمونیستی بود که درزمینه های مختلف مبارزه سیاسی فعالیت گسترده داشت.

ماریاترقی درسال 61 دستگیر بعداز شکنجه های سخت وحشیانه تیرباران شد.

هرمز ترقی که 24 سال بیشتر نداشت در 11 خرداد 1362درروستای»اره نان»درحالیکه همراه چندتن ازپشمرگان کومه له سرگرم یک ماموریت بود بانیروهای جمهوری اسلامی درگیر یک جنگ سخت و نابرابر شد و زخمی گردید. مزدوران جمهوری اسلامی که فکر می کردند هرمز را زنده اسیر کردند هیجانزده به هرمز نزدیک شدن که هرمز در حالیکه در معاصر بود و برای اینکه به دست مزدوران جمهوری اسلامی نیفتد، نارنجک را منفجر کرد که باعث جانباختن خود و کشتن دو مزدور و زحمی شدن چند مزدور دیگر گردد. ماموران جمهوری اسلامی که فاقد هرگونه اخلاقیات انسانی بودند برای زهره چشم گرفتن ازمردم جسد هرمز را به ماشین بستند و در روستا گرداندند. که با مبارزه مردم «اره نان» روبرو شدند و مردم جسد هرمز را از چنگ جنایکاران جمهوری اسلامی در آورند. و در همانجا توسط مردم طی مراسمی به خاک سپرده شد. که به درگیری مردم و مامواران کثیف جمهوری اسلامی انجامید.

بستگان آقای ترقی

احمدشعبائی یکی ازانقلابیوان کمونیست برجستۀ اوایل دهه  پنجاه  بودکه مبازرات بی وقفه ای راعلیه نظام سلطنت(تشکیلات مخفی کومه له در آن دوران) و بعدازانقلاب (تشکیلات مخفی کومه له) علیه رژیم اسلامی دردستور کارش داشت.

احمد شعبائی مسئول تشكيلات مهاباد در ده فروردين سال ١٣٥٩ توسط مزدوری به نام حسن فرزندرحمان هه لبه زه شناسائی، و بدست جنايتكاران جمهوری اسلامی دستگير و بعداز ٣ روز اعدام شد

عبدالله ( حسن ) برادر احمد شعبانی یکی ازفعالین پرکار و توانا در عرصه نظامی بود،همچنین یکی ازاولین پشمرگان کومه له بود.

رفیق عبدالله معروف به حسن یکی ازفرمانده نظامی برجسته کومه له بودکه دردوم شهریور 1363 درمنطقه قلخانی دراستان کرمانشان درمحاصرۀ نیروهای جمهوری اسلامی قرارگرفت وتا آخرین نفس همراه بانهُ نفر از رفقایش دریک درگیری سخت ونابرابر جانباخت.

یکی دیگرازبستگان این فامیل رفیق مظفرلاهورپور از فعالین وموسسین شواری محلات در شهرسنندج و یکی ازمسئولین سیاسی هیز و بعدا گردان شوان در ناحیه سنندج، متاسفانه دراطراف شهر سنندج در سال 1362 همراه چند رفیقش درخانه ای تحت محاصره قرار گرفت و جان باخت.

یاد همه این عزیزان گرامی باد…

 

Advertisements