شعر و شاعری.

بعضی ها از دنباله روان قوم متشخص به دلیل ساده گی مبارزه با مذهب، آن را نه در نقدش و ترویج آزادی بی قید و شرط بیان و جدایی کامل مذهب از دولت بلکه تنها به اکتفا به اشعار عاشقانه از این راه پر خطر حذر کردند و خود را از درگیری با مذهب دور نگاه می دارند.

اشرافیت و اشعار قدیمی!
شعر و اشعار اشرافیت که از فرانسه به خاندان قاجار راه یافت جز فرهنگ سران فئودالیزم در ایران شده و من در تعجبم که این فرهنگ امروز هم به شکل ضعیفی به فیس بوک راه یافته است. در مجالس اشرافیت شعر یعنی ماچ و بوسه و سکس و شراب . چون اشرافیت مشکل دیگری ندارد شاید علاقمندان شعر فکر کنند با این فرهنگ شعر می توانند با اسلام در بیافتند اما چنین چیزی فقط خیال است و من می بینم افراد ی که از این نوع شعر استقبال می کنند خودشان نوعی آغشته به مذهب اند. این نوع شعر از لحاظ تاریخی به قدیم متعلق است و از لحاظ اجتماعی به طبقه اشرافیت و در میان مردم و حتی امروز در میان اشرافیت هم حاشیه ای است. اما شاید طرفداران این نوع شعر رویای رسیدن به اشرافیت را دارند و به همین دلیل است که این شعر در لابلای زرورق پیچیده شده است و با کلمه های زیبا و ادیبانه اما تکراری چیده می شود ولی خالی از هر گونه احساس و عواطف انسانی است که فقط با عکسهای شیک نیمه سکسی خود را به نمایش می گذارد. این نوع شعر نه تنها تاریخ مصرفش گذشته بلکه از نظر فکری هم نه تنها زیبا نیست بلکه ارتجاعی است. ولی بیشتر افراد محدود و با روحیات در هم شکسته، که زخمهایی بر تن دارند که رویای خود را با تقلید از این طبقه متشخص جستجو می کنند! وجود کثیف جمهوری اسلامی این بهانه را برای افراد متشخص مهیا کرده است تا نگاه جامعه سرمایه داری را به عنوان کالا به زن دوباره با شکلی متفاوت تر نشان دهند. شمی صلواتی


Advertisements