وطنفانتازی و جبران حقارت ناسیو نالیستهای ایرانی در ترانه«دوباره می سازمت وطن»!

این ترانه  توسط سیمین بهبهانی شاعر ایرانی سروده شده است که داریوش اقبالی آن را اجرا کرده. البته هر دوی اینها معروفند و نام و رسمی  در میان «هنرمندان پارسی دارند و من  در اینجا فقط  برداشتم یا به عبارت درست تر نقدی براین ترانه اضافه می کنم که به آرم  طیف های ناسیونالیست پروغروب تبدیل شده است.

این وطن چه زمانی وطن بوده هاله ای از ابهام است!» دوباره می سازمت وطن!» در این وطن هر گاه ندایی از انسانیت برخواسته آن رابه دستورشاهان ایران زمین در نطفه خفه کرده اند. داریوش هخامنشی بعد از درهم شکستن مادها و برای گسترش مناطق تحت حاکمیت خود، مانند بسیاری از شاهان دیگر دست به جنایات بسیاری زد. یکی از مناطقی که برای فتح آن مرتکب جنایات و وحشیگریهای زیادی شد، مناطق کردستان وقتل عام کردها بود.آنگونه که آقا محمد خان قاجاردر حمله به قفقاز دستور قتل‌عام و خرابی کلیساها تا جنایات کرمان که تاریخ ایران شرم ساراز این جنایات است.آدم خواری در دربار صفوی، تنوع  گوناگون قابل توجهی درامر شکنجه،کمک به ظهور تاریخ مذهب شیعه توسط شاه اسماعیل صفوی، که امروز در خون و رگ ناسیونالسیم  حقیر و زبون ایرانی  ریشه دوانیده است.

 اگر بخواهم در مورد پادشاهان ایران بنویسم آنقدرها جنایت و آدمکشی در کارنامه شان است که عاقبت کار به این نتیجه می رسیم که سیستم فاسد و جنایتکارانه شان تفاوتی با حکومت جمهوری اسلامی  نداشته و ندارند. رضاشاه مستبد و دیکتاتور با کشتن مخالفان بوسیله  آمپول هوا دست به یک «نو آوری» در شکنجه زد و آن را به سنت جا افتاده درایران تبدیل کرد که امروز هم جمهوری اسلامی از آن استفاد می کند. پایه ریزی و ساختن ساواک  توسط پسرش محمدرضا شاه  بعنوان یک «برکت با ارزش» برای  جمهوری اسلامی باقی ماند.»اگر چه صد ساله مرده ام، به گور خود خواهم ایستاد،

شاید رویای این ترانه بازگشت به  دوران مشروطیت است. باید  اصل اول مشروطیت را یاد آور شد که اساس آن توافق شیخ و شاه بود نه اینکه توافقی نبود بلکه قانونی شد. حالا بگذار تعدادی ناسیونالیست حقیر گاه در لباس سلطنت، گاه مشروطه خواه  گاه در لباس  چپ  زمزمه کنند این ترانه را، از گلو تا جسم و روح خویش ….!

 آنچه برای ما روشن است این وطن هیچ وقت وطن نبود و اگر بود همیشه آغشته به خون و کشتار، آن هم توسط  بزرگمردان مستبد که از ریختن خون انسانها مست می شدند. امروز اعدام در ملاء عام و جنایتهای  جمهوری اسلامی همان تکرار تاریخ  «شاه شجاع» و صفویه است. بگذار خوشنویسان قلم به دست و خوش صدای پارسی از تقدس خاک و تاریخ شاهان بنویسند! بگذار»اندیشمند» ناسیونالیست برای جبران حقارت خویش از گذشته ها  افسانه ها بسازند! بگذار وامانده مردی از راه، خاک را تقدیس کند، اما ما، ما کمونیستهای امروزی برایمان انسان مقدستر ازهر چیزاست! مقدس تر از خاک، نژاد و اعتقادات! زمانی ما بر جهل و نادانی، زور و ستم فایق می آیم که براساس ارزشهای انسانی گام بر داریم نه بر اساس تاریخ نامفهوم و متکی بر جهل، نه بر اساس نژاد و نه براساس مذهب! ناسیو نالیزم و مذهب در تناقض با انسان و ارزشهای انسانی هستند!

 شمی صلواتی

 23ژانویه 2013

کلیات
اصل اول: مذهب رسمی ایران اسلام و طریقه حقه جعفریه اثنی عشریه است. باید پادشاه ایران دارا و مروج این مذهب باشد.
اصل دوم: مجلس مقدس شورای ملی که به توجه و تایید حضرت امام عصر عجل الله فرجه و بذل مرحمت اعلیحضرت شاهنشاه اسلام خلدالله سلطانه و مراقبت حجج اسلامیه کثرالله امثالهم و عامه ملت ایران تاسیس شده است باید در هیچ عصری از اعصار مواد قانونیه آن مخالفتی با قواعد مقدسه اسلام و قوانین موضوعه حضرت خیرالانام صلی الله علیه و آله و سَلم نداشته باشد و معین است که تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه بر عهده علمای اعلام ادام الله برکات وجود هم بوده و هست لهذا رسما مقرر است در هر عصری از اعصار هیاتی که کمتر از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهای متدینین که مطلع از مقتضیات زمان هم باشند به این طریق که علمای اعلام و حجج اسلام مرجع تقلید شیعه اسامی بیست نفراز علماء که دارای صفات مذکوره باشند، معرفی به مجلس شورای ملی بنمایند. پنج نفر از آنها را یا بیشتر به مقتضای عصراعضای مجلس شورای ملی بالاتفاق یا به حکم قرعه تعیین نموده به سمت عضویت بشناسند تا موادی که در مجلس عنوان می شود به دقت مذاکره و غوررسی نموده هریک از آن مواد معنونه که مخالفت با قواعد مقدسه اسلام داشنه باشد طرح و رد نمایند که عنوان قانونیت پیدا نکند و رأی این هیات علماء در این باب مطاع و بتبع خواهد بود و این ماده تا زمان ظهور حضرت حجة عصر عجل الله فرجه تغییر پذیر نخواهد بود.

Advertisements