چشم از جهان فروبست!
انسانی که زیبایها را می شناخت
و برای به تصویر کشیدن آنsherkobekas-dwain-satakani-zhyanI_4
{ با خلق واژه های از جنس گل،
همراه با رقصی صمیمی انگشتانش
به اوج می برد و جهانی را می آفرید
که در آن لطافت عشق، به انسان نمایان بود.

انگشتانش از رقصی ملایم و آرام باز ایستاد .
انسانی که درد را می شناخت و آن را تصویر می کشید

ذهنی خلاق به واژه های زندگی برای همیشه خاموش شد.
ذهنی که در مسیر طوفانی از حوداث روزگار
که در آن انسان بیگانه بود
با گذر از خطرها قایقی بنام شعر ساخت تا رویایش را،
عشق و لبخند را / صلح و زندگی را به مقصد برساند.
قلبی از حرکت باز ایستاد قلبی که همچون گل زیبا و خوشبو، مانند قلب پرنده پاک و همچون چشمه گوارا و زلال.
قلبی که در آن احساسات انسانی همچون آتش فشان به سو زبانه می کشید. شمی صلواتی

Advertisements