با آه و حسرت سوخته از دل1450089_10202757167477439_241236036_n
خبرداد رفیقی از راه دور
که های رفیق!
یکی دیگر از آن شمعها قدیمی
که کوچه را می کرد: شعله افروز،
امشب شد خاموش،خاموش/خاموش
با هیچ واژه ای نمی شود لطافت و زیبایی آن گشاده دل را به تصویر کشید فقط می توانم بگویم فاتح دلها بود .

دیشب در شهر «کلن» آخرین شب به یاد او بود فرصتی پیش آمد تا من از آن رفیق زیبا سخن، یاد کنم
متاسفانه زبان قادر به توصیف نبود هر چند اشک شیدا بود و بغض در گلو،نمی توانستم باور کنم که آن مرد تنومند دشتهای وسیع ، که با گذر از هر بوران به تنهایی می گذشت چگونه در اوج خستگی بخواب عمیقی فرو رفت. شمی صلواتی 07/12/2013 آلمان

Advertisements