به یاد عمر احمد زاده (ملاء عمر نگل)

با آه و حسرت سوخته از دل1450089_10202757167477439_241236036_n
خبرداد رفیقی از راه دور
که های رفیق!
یکی دیگر از آن شمعها قدیمی
که کوچه را می کرد: شعله افروز،
امشب شد خاموش،خاموش/خاموش
با هیچ واژه ای نمی شود لطافت و زیبایی آن گشاده دل را به تصویر کشید فقط می توانم بگویم فاتح دلها بود .

دیشب در شهر «کلن» آخرین شب به یاد او بود فرصتی پیش آمد تا من از آن رفیق زیبا سخن، یاد کنم
متاسفانه زبان قادر به توصیف نبود هر چند اشک شیدا بود و بغض در گلو،نمی توانستم باور کنم که آن مرد تنومند دشتهای وسیع ، که با گذر از هر بوران به تنهایی می گذشت چگونه در اوج خستگی بخواب عمیقی فرو رفت. شمی صلواتی 07/12/2013 آلمان

Advertisements

شمی صلواتی / فعال سیاسی/ شاعر و نویسنده/ زندانی سیاسی سابق دهه 60

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s