حافظ در وصف شاه شجاع شعر گفت، اما عاشقان  زبان فارسی فقط  حافظ را بعنوان گنجنیه ای ادب238341_727 و خرد یاد می کنند و  هر گاه لازم باشد  برای جبران حقارت خود  آن را به رخ می کشند  اما در مورد کردار  شاه شجاع  و آن توصیف زیبای حافظ  از شاه شجاع کسی چیزی به یاد ندارد  و کسی نیز  شاه شجاع را هم نمی شناسد  در هر صورت  من از این قصه می گذرم  و زیاد خرده نمی گیرم چرا که در تاریخ ما هنرمندان  بزرگ و خردمند چون سعید سلطانپور، صمدهاو فرزادها. ایرج میرزا ها /  میرزاده عشقی ها/ سعید سیرجانی ها   و  فرخی ها  /صادق هدایت ها /و کسروی ها که صرف نظر از قصاوت،در مورد هنرشان  انسانها مستقلی بودند. و به نرخ روز نان نخوردند.

 هنرمندی که از طریق هنرش می خواهد امرار معاش کند بی شک تن به خار و زشتی هم می دهد و هنرمندی که از طریق هنرش می خواهد امرار معاش کند بی شک تن به خار و زشتی هم می دهد و همچون شهریار هر کجا بساطی بود آنجا وصف و توصفش هم گل می کرد.

 بعنوان کسی  که شاهد سی و پنچ سال جنایت جمهوری اسلامی بودم این نوع هنرمندان را بسیار زشت و کم ارزش می بینیم.

شاملو  که به خاطر بقا دست فرخ را بوسید و در کمال هم نشینی با جمهوری اسلامی مدارا می کرد برای سرنگونی جمهوری اسلامی  نه حزبی ساخت و نه به  مخالفین  جمهوری اسلامی پیوست/ نیش تلخ زبانش به پناهنده  آزار دهنده بود.

ملی مذهبی ها، ناسیو نالیستها چپ و صاحب ذوق که به  فکر کنجنیه ادب برای آینده گانشان هستند  شعر های او را با آب و تاب بسیار، آنطور که می خواستند  تعریف و مورد تمجید قرار می داده اند البته در میان عاشقان زبان فارسی  هم  هنوز گل سر سبد است فاروق از اینکه زبان فقط یک وسیله ارتباطاست.

  سمین دانشور را داشتیم که اولین زنی بود در حضور آقای خوی  عبا خمینی را بوسید و برعکس هم کسانی هم چون سعید سیرجانیها داشتیم که با فدای جان خویش خمینی را نپذیرفت ، احترام به بقالان مسلکی در لباس هنرمند هر کی که باشد. زشت است .

خواه محمود دولت آباد ی خواه هر کسی دیگه ، برای من که ارزشهای انسانی معیار است، ملاقاتشان را با روحانی  خلاف عزت انسانی و نوع چاپلوسی و مماشات باجانی می دانم ، روباه صفی می دانم .هنرمندان دولتی یعنی با دولتند می دانم  آثار دولت آبادی که ریشه اش از طویله  و  کاهدان سرچشمه می گیرد،  بخز توصیف  دوران فئودالی یا مکتب  شرقی، آیا آموزشی  دیگران هم دارد.  اینها همه ال احمدیسیمند  اما از شکل  بزدلش .  با زبان دو پهلو حرف می زنند اما دلشان پیش  جمهوری اسلامی است .  وقتی خمینی مرده هنرمندانی بودند که برای مرگ یا در سوگ ایشان آهنگ ساختند و به بارگاه  آیت الله خامنه ای تقدیم کردند آنجا که در میان ایرانیان  بت پرستی  رسم اشرافیت است و همه به نوعی چاپلوسند .  اینگونه حرف زدن  کفر است » ای بابا شاملو ؟ آن مرد بزرگ » معلومه که » طرف بی سواده» اما بحث سر سواد نیست  بلکه بحث بر سر شعور سیاسی ست ! نه کلاس اومدن .  در طول سی و پنچ  جمهوری  اسلامی  مشغول جنایت است . افراد زیادی در طول حاکمیت این نظام مذهبی  سر به نیست شدن و صدها کودک  به میدانهای جنگ بردن این نویسندگان و این هنرمندان  برزگ  ایران  زمین کجا ایستادند  در مورد این همه اعدام / آیا آقای  محمود دولت  آباد یا مهدی کدکنی شفعی  شعور یک  محکوم کردن  ساده را داشتند/ نه!/یا هر کدام این نویسنده ها /  اما کسی به جای خلیج  فارس  بگو  خلیح  آنوقت مصبیهاست

می خواهم  بگم در انقلاب روسیه  نویسندگان و در کل هنرمندان  چون نگاهی رو به جلو داشتند روسیه  فئودالی را  به غول اقتصادی در جهان تبدیل کردن . برابری  زن و مرد را به سنت جامعه تبدیل کردند ولی چون هنرمندان و نویسندگان ایرانی نگاه شان به گذشته است  و به قول خودشان » اگر انسانها از نژاد میمیونند  ولی ایرانیان  از نژاد سیمرغند »  اینگونه  قصاص  و اعدام را تبدیل به یک فرهنگ جامعه می کنند و برای خودشان  صدها خدا می سازند و  با  سرویلندی یا بهتر  است بگویم فرهنگ  حقارت پاپلوسی  برای خودشان  تن به هر ذلتی می دهند ….. شمی صلواتی

Advertisements