» باکره گی فقط یک پرده نیست باید از لحاظ ذهنی باکره باشد»

بیان دیدگاه

این واژه ها به گوش همه ما آشناست ، فاحشه ذهنی» «ذهنش با کره نیست »

برای مردان مومن و مسلمان، قدیما فقط وجود یک پرده کافی بود تا مرد مومن مسجد رفته یا نرفته باور کند که فقط او بود » اولین بار بدن نازنین دلبرش را دیده » خوgirl-in-cageدش هم گر چه همه چیز در لباس حجب و حیا گذاشت بود زیاد لذتی نمی برد چون خیلی چیزها ست دیدنیند، زیبا و جذبند . اما مرد مومن یا مرد سالار لازم بود غرور مردانگی خود را حفظ کند دریغ از گفتن یک بار دوست ت دارم مبادا همسرش سو استفاد کند یا گمراه بشود به همین دلیل کانون خانواده همچون سرباز خانه یست که در آن سلسله مراتب و حرمت و پرنسیب جای عشق و عواطف را می گیرد.
حالا که جامعه تفاوتی بسیار ی دارد و یک گام به جلو اومد مرد سالار مسجد ندیده و مرد مومن مسجد دیده به دنبال ذهن باکره هستند و زندگی پر از درد و رنچ را بر زیبا دیدن و زیبا زیستن ترجیع می دهند . آشفته اند / مریض حال ند / وسواس دارند . آرامشان به هم خورد ه ست
بدون شک باکره گی در دخترها  بسیار به چشم میاد که باعث سکس نشد ولی بعضی اوقات معاشقه کردن از هزار بار سکس هم بهتره .آدم رو تا مدتی شارژ نگه میداره. انسان اگر دل و چشم و گوش داشت باشد یعنی نمی تواند از لحاظ ذهنی با کره بمونده با کره ذهنی یعنی یگ برده جنسی که به برده گی تن بده و شعور اعتراض نداشت باشه اگر انسان دارای احساس باشد پس لذت هم جز ی از نشانهای انسانی ست بدون شک کم نبودن زنان ی که با شوهرهاشون در هنگام هم بستری با ابراز احساسات سرکوب یا مورد اتهام قرار گرفتند و خلاصه زندگی پر از رنج و درد شده ای پیدا کردن و هنوز خیلی از مردان حیوان صفت هستند که نمی فهمید احساس جنسی جز نیاز های انسانی ست باید با نگاهی برابر دیده جامعه که اسلام در آن به همه چیز گنده زده جامعه که مردسالار ی الگوی خوب جامعه شده جامعه که روزی ده هادختر به شیوه های مختلف قوربانی می شود . جامعه ای که در آن زن از جنس دوم است نباید دور از انتظار باشد هر روز واژه با کره گی هم مثل لباس رنگ عوض کند بدون شک باید گفت این نوع فرهنگ غیر انسانی و توحش است بربر است . و افرادی که فرهنگ بر بر ی را تحت فرهنگ مردم و حرمت به توده ها توجیه می کنند خودشان پای بسط نشتند .در این تداوم این نوع فرهنگ قرون وستطی دخیلند شمی صلواتی

Advertisements

سوال :

بیان دیدگاه

شمه عزیزم: این ماحرای «فستیوال کوس» و برنامه های «کوسی و کیری» سازمان جوانان کمونیست برای روز زن چیه؟ مردم می گن اینها ممکنه نادرست باشه و کمونیستی نباشه درست می گن؟سعید صالحی نیا

شمی صلواتی :

سلام سعید بسیار عزیز! می دانم  که خود شما مطلعید،

که من اهل جدل و بحث نیستم  و  فقط به بیان نظر  قناعت می کنم  چرا در بحث  و جدل  توانائی  لازم ندارم اما  در  بیان نظرات  خود در مورد بعضی از مسائل  سیاسی  کوتاهی  نمی کنم سعید بسیار عزیز  خود می دانی  دیدگاه ها و نوع نگاهها  متفاوت است  و من  به گونه ای می بینم  و دیگران به گونه ای دیگر !

اما  اعتراض  می تواند شکلهای  متفاوت داشته باشد  در ایران  معنای یک زن خوب  «موحجب بودن»  اوست  و باید حجاب داشت باشد  پس اگر در تقابل  به نشانه ای اعتراض زنی  خودش را لخت کن به نظر من یک حرکت انقلابی ست  و درست است  دیگه  لازم نیست ما به سراغ مارکس و لنین برویم  و اساسا  لازم   نیست با معیارهای  کمونیستی آن را بسنجیم .9-mars-1

اما سوال اساسی شما  یا اعتراض  در مورد  فستیوال کس  است

جوانان  کمونیست می تواند  بصورت  خبر  یا  دادن اطلاعات  در این  موارد بخصوص  اطلاع رسانی کنند  یا به شکل  اعتراض  بنا به وضعیت ایران و حاکمیت جمهوری اسلامی از آن استفاد کنند  یا بعنوان  گذر از تابوها، تابو شکنی  کنند  در هر صورت  من نه تنها  به چنین شیوه ای  اعتراض ندارم  بلکه  در صورت امکان از آنان حمایت خواهم کرد.

فراموش نکنیم  جمهوری اسلامی  صدها  زن را در طول سی و پنچ سال  سنگ سار  و یا اعدام کرده است  دلیل جمهوری اسلامی  سکس خارج ازدواج   و غیر بوده است  نباید فراموش کنیم  که جمهوری اسلامی  برای اسلامیزه کردن جامعه  میلیارد  ها دلار  هزینه می کند  سوال این است آیا ما  کمونیستها  هم باید تفتیش عقاید کنیم   و معلم اخلاق شویم  به نظر من، نه !  ما برای احیای اختیار  انسان و انسانیت  مبارزه می کنم  و  معلم اخلاق  نیستیم .

آیا جمهوری اسلامی با حزب دموکرات مذاکره خواهد کرد ؟

4 دیدگاه

hecri-mohtedi4

سلام آ قای صلواتی من در ایران زندگی می کنم و علاقه ای به معرفی خودم ندارم اما از آنجا که نوشته شما را» مردان وامانده از راه»خواندم راستش این سوال برایم مطرح می شود که آقای مهتدی یا سازمان زحمتکشان زیر سایه حزب دمواکرات معنا پیدا می کند چون شرکت آقای مهتدی یاحزبش در هر بند و بستی بدونه حزب دمکرات بی معناست! اما با این وجود آیا جمهوری اسلامی با حزب دموکرات مذاکره می کند یا اصلاٌ چنین فرضیه ای ممکن نیست ؟

سلام دوست  ناشناس !

جمهوری اسلامی حکومتی است که بر پایه ای خشنونت طراحی شده خلاقیت این حکومت در ترور و شکنجه و اعدام، و گورستانهای دسته جمعی است و هر حزبی و گروهی که با این حکومت نزدیکی کرده اند عاقبت خوبی نداشتند و بزرگترین ضربه را خوردند نمونه هایش هم اکثزیتها و توده ایها،  احزاب ملی گر  بودند.

در اوایل انقلاب سازمان مجاهدین هم به سر امام خمینی قسم می خورد ولی جمهوری اسلامی اینها را از خودش دور کرد و بی آبرویشان کرد و بهشان ضربه زد. سیستم جمهوری اسلامی یک سیستم مافیائی است، دارای یک چهار چوب فکری و سیاسی تعیین شده است، عقیدتی ست، محال است کسی غیر از آن چهار چوب فکری  تعیین شده به درون آن راه یابد.

اجازه بدهید   تا مختصر  توصیخی در مورد  حزب  موکرات بدهیم چون  فکر می کنم  قبل از هر چیز باید  حزب دموکرات  را معنی و تعریف کرد حزبی  که آمادۀ مذاکره با جمهوری اسلامیست، چگونه حزبیست.

حزب دموکرات یک حزبی قومیست که در کردستان ایران به فعالیت سیاسی زیر زمینی مشغول است از نظر ایدولوگهای جمهوری اسلامی این حزب منحل شده است و ضد انقلاب اسلامی است.

عمل کرد حزب دموکرات بعنوان اپوزیسیون

عملکرد خوبی نیست از کارنامه خوبی برخوردار نیست و در میان مردم کردستان ایران  هم حزبی خوش نام و نشانی نیست. حزب دموکرات در طول سی سال گذاشت بارها اعلام کرد که آماده است با جمهوری اسلامی مذاکره کند و دو تا از رهبرانش در این بند و بسها قربانی شدند . ولی جمهوری اسلامی هیچ وقت این حزب را جدید نگرفت و رهبران آن را هم ترور کرد. می خواهم ساده لوح بودند سران حزب دموکرات  را نشان دهم  و بگویم از داریت سیاسی هم برخوردار نیستند.

حزب دموکرات از ابتدای روی کار آمدن جمهوری اسلامی همیشه به دنبال مذاکره با جمهوری اسلامی بود و این جمهوری اسلامی بود که این حزب را به کار نگرفت یعنی قابل ندانست.

حزب دموکرات برای راضی ساختن جمهوری اسلامی ابتدا به مقر رفقای سازمان پیکار حمله کرد و چند تن از این رفقا را به به قتل رساند و جنگ طولانی را به کومه له تحمیل کرد در شمال کردستان آنجائی که از قدرت نظامی بیشتری برخوردار بود کمونیستها را می کشت. خوشبختانه این کومه له بود که حزب دموکرات را سر جایش نشاند،  البته نه فقط کمونیستها بلکه با هر گونه حرکت پیش رو در جامعه  مخالف بود و در برابر آن می ایستاد.

حزب دموکرات یک حزب بورژوازی است و خود را سکولار می دانند اما در عمل و از لحاظ تشکیلاتی بیشتر دارای چهار چوب فکری و عملی فتودالی است نفوذ این حزب بیشتر در میان ملایان کردستان و کدخداها روستا و در شهر ها میان بازاریان است. حزب دموکرات در ایجاد اتحادیه ملایان کرد فعال  بود، در بعضی از مناطق دور افتاد هم بنا به ناآگاهی مردم نفوذ داشت و دارد . حزب دموکرات یک حزب بی پرنسیب و عاشق قدرت به هر قیمتی است.

به نظر من جمهوری اسلامی با حزب دموکرات مذاکره نخواهد کرد و این حزب را به قدرت محلی راه نخواهد داد اما حزب دموکرات تن به حقارت بیشتر جمهوری اسلامی خواهد داده چون حزب دموکرات آن حزب قوی و با نفوذ در کردستان ایران نیست. امیدش به امریکا بود که در صورت حمله به ایران این حزب هم به قدرت محلی همچو قومپرستهای کردستان عراق راه یابد. ولی سناریو عراق در ایران امکانپریز نبود و نیست.  و مهمتر مسئله نیروهای چپ رادیکال و با نفوذ در کردستان است که وجود دارد حضور اجتماعی دارد و فعال است و این حزب را به حاشیه رانده است و در میان مردم منزوی کرده است. بنا به همین قدرت نیروی چپ و کمونیست، پیشرو در کردستان ایران است که حزب دموکرات تن به هر تحقیری  برای مذاکره با جمهوری اسلامی می دهد. نه تنها مهتدی  بلکه جماعت  حاشیه ای  سازمان  زحمتشکان  دوست دارند و در تلاشند  تا  با مهتدی همراه شود  زیرا  این ساده لوحان قومپرس  : اول به دلیل توهمی که  به جریانات  سیز و بنفش  دارند  و باورشان   به  دولت روحانی  بعنوان  دولت اعتدال  / و  منزوی بودنشان  که با خطر ذوب شدنشان   روبروست    دور مهتدی  جمع می  شوند  و آقای  مهتدی  برای هر گونه  معامله  خودش  را به رهبری حزب دمکرات سپرده است  تا شاید   از این حقارت  نجات یابند   اما حقایق  چیز دیگری ست ……..که  به زودی  روشن خواهد شد.

 شمی صلواتی

زن ایرانی

بیان دیدگاه

چند ماهی پیش خانمی  با من این سوال را در میان گذشت و من مختصر جوابی دادم  و امروز بر حسب اتفاق در میان اورق بایگانی شدم آن را یافتم  به نظر جالب اومد و تصیم گرفتم در وب سایتم بگذارم .
سوال ////میدانم كه به دلایل خاصی شما در طول زندگی خود با خانواده های زیادی در ارتباطات اجتماعی بوده اید و در این میان در جریان زندگی زنان تحت ستم زیادی به طور مستقیم و غیر مستقیم بوده اید ، نگاه شما به زن و جایگاه اجتماعی و خانوادگی زن در میان ما ایرانیان چیست ؟

شمی صلواتی/ در ایران به دلیل قوانین تبعیض آمیزاجتمایی از یک سو، و فرهنگ غالب مرد سالاریبر جامعه ما از سویی دیگر، زنان  از حقوق کافی و آزادیهای لازم بر خوردار نیستند ، ولی در اینجا » اروپا»نیز متاسفانه شاهد این بیعدالتی ها به اشکال مرد سالاری و زن ستیزی هستیم ،
» برای زن ایرانی چهار چوب خانواده مقدس است و ازدواج و لباس سفید برایشان یک آرزو و شاید یک رویا واقعی است که ریشه در مناسبات فئودالی دارد.

زنی ایران وقتی با مردی برای زندگی پیوند برقرار می کند تمام رازهای زندگیش را در اختیار مرد قرار می دهد و فورأ ارتباط خود را با دوستانش قطع می کند اما مرد هیچ وقت این کاررا نمی کند و ارتباطش را با دوستان و اشنایانش همینطور پا بر جاست است. و بعد از مدتی می ببینم زن تنها شده است ومرد از ایزوله بودنش سو استفاد می کند و در جمع دوستان خود همسرش را به مسخره می گیرد و اعتماد به بنفس را ازش  سلب می کند. رفته رفته زن تنها می شود و مورد آزار و اذیت مرد قرار می گیرد من نمی دانم چرا؟  زنان وقتی با مردی اشنا می شوند چرا باید رابط شان را با دوستان قدیمی و آشنایانش قطع کنند و یا چرا؟ اتفاقاتی که در زندگیشان روی داد با مردشان در میان  بگذارند  که  مردها به عنوان نقطه ضعف زن از آن استفاد  کنند. در حالیکه مردها این کاری نمی کنند

البته  چهار چوب خانواده برای زن ایرانی مقدس است عشق نیر مقدس است و این زنی ایرانی است که تن به عذاب می دهد تا این زنگی را حفظ کند
مشکل ما جدا از اینها یک مشکل فرهنگی هم هست در جامعه ما از ابتدائی بچه گی به ما از طرف خانواده فهمانده  می شود که اگر پسری پس برتری و همچون چوپان باید مواظب خواهرانت باشی فرهنگ مرد سالاری در گوشت و استخوان ما نفوذ کرد و برای ما درهمین خارج کشور نیر حصارهای هم می سازنند مثلا» ایرانی هستیم و باید فرهنگ خودمان حفظ را کنیم و نباید خودمان را گم کنم !!»
هنوز آب گوشت یک غذا ملی است چون مرد ایرانی می خواهد سنتها را حفظ کند تا در چهار خانواده بتواند برتر باشد در حالیکه همین مرد آیا در بیرون از خانه هم شیر و احساس برتری دارد در حالیکه از این مرد واقعی ایرانی بیرون از خانه بسیار ضعف و ناتوانند و به همین دلیل به فرهنگ ایرانی پناه می ببرند تا خود را با برتری از زن و پچه شان حقارت خود را جبران کنند

بدون شک جامعه ما غیر عادی و در تناقض با یک جامعه انسانی است در آستانه قرن بیست و یکم/  سنگ سار و زن به عنوان انسان درجه دو قانونی است و زندگی از قبیل چندی همسری هنوز قانون است اگر ما می خواهیم جامعه ما تغییر کند باید این جامعه از ریشه عوض شود و همه معیار مان»و احساسمان بر اساس معیارهای  انسانی و حرمت انسان باشد حالا با هر اعتقاد شخصی که آدم دارند

متاسفانه در میان خانواده ای ایرانی زندگی زناشوئی بر اساس معیار انسانی  نیست، در واقع اعتماد متقابل و حرمت متقابل نیست  به همین دلیل جدائی نعمتی است که دو انسان را خوشبخت می کند در خانوادهای که معیار انسانی نیست و چهار چوب خانواده بر اساس نابرابری است باعث  بد اموزی بچه ها می شود در حالیکه بچه ها آنیده سازانند و تاثیر منفی و روانیش بر  بچه ها است اکثریت ازدواجهای که در ایران شده و بعد در خارج به جدائی کشیده شده است دلیل اساسی  چهار چوب خانواده» نه بر اساس عشق» » نه بر اساس حق و حقوق متقابل/ و» نه به عنوان رابطه انسانی»صورت گرفته و به محض یک فضا باز و کمی اگاهی می ببینی خیلی از زنها این چهار چوب خانواده که معیارش نه بر اساس انسان بلکه معیارش بر اساس فرهنگ خودی و اسلامی شگل گرفته در می شکنند!!!!!

پاسخ به یک سوال در مورد جدائی کردستان/ از ایران!

بیان دیدگاه

پاسخ «شمی صلواتی به یک سوال در مورد جدائی  کردستان/ از ایران!


مرتضی یعقوبی :آقای صلواتی، استاد محترم در وطن پرستی شما شکی نیست حالا با هر دینی؟ اما من یک سوال دارم و جوابش را نمی دانم! میخواهم بادر نظر گرفتن همه جوانب و بدون حس ناسیونالیستی جوابم را بدهید خیلی ممنون میشوم. نظر شما برای تجزیه ایران چیست؟ همانطور که میدانید اخیرا یک نقشه جغرافیایی چاپ شده بنام کردستان یکپارچه یعنی که این نقشه تشکیل شده از 4 کشور مختلف عراق -ایران – سوریه -وترکیه که مناطق کرد نشین را نشان میدهد و اگر این اتفاق در آینده بیافتد بخش عظیمی از کشور ما از نقشه گربه نشان ایران جدا میشود همانطور که میدانید بیشترین اکراد در ترکیه و بعد درایران و به ترتیب در عراق و سوریه هستند حال اگر این اتفاق بیافتد آذریها از یک طرف و عربهای ایران از طرفی دیگرو…… میخواهم نظر شمارا دراین مورد بدانم نظر شما برای من بسیار مهم است که با چه دیدگاهی این موضوع راتحلیل میکنید متشکرم از شما. درضمن اگر این نقشه را ندارید میتوانم برایتان ارسال نمایم موفق باشید منتظر جواب هستم.

.پاسخ :
اقا مرتضی با سلام و احترام رفیقانه باید عرض کنم که  من اعتقادیی به جدائی و استقلال کردستان ندارم زیرا جدائی کردستان به نفع مردم محروم کُرد نیست و چنین توصیۀ به عنوان یک کُرد، به هیچ کرُدی نمی کنم! زیرا  من طرفدار برابری و یک حکومت انسانیم.که  در آن آزاد بی قید و شرط اندیشه و حق حیات و برابر زن و مرد و امکانات و رفاهی برای عموم مردم ایران بطور برابر ! باشد.

و فکر می کنم مردم فقر زده کردستان هم با من موافق باشند
ما زندگی می خواهم «آزادی و ارامش» و هم چنان باید عرض کنم من نه طرفدار فدارلسیم و نه طرفدار خومختاری و نه طرفدار تجزیه ایرانم و بعنوان یک انسان طرفدار بهداشت رایگان برای تمام مردم ایران و تحصیل و امکانات رفایی برابر با استاندارها انسانی برای همه در ایرانم. باید اعتراف کنم که منبای اعتقاد من قبل از هر چیز انسانی ست. نه قومی! به مسئله ملی و قومی اعتقاد ندارم.

امروز با وجود اینکه دنیا به سوی دهکده جهانی رفتۀ اشتباه محض است اگر کسی بخواهد بین انسانها تفرقه بیندازد همه ما برابریم و حق داریم از یک زندگی انسانی برخوردار باشیم و همه ما اگر باهم باشیم خوشبخت ترم!

نباید  قرن نوزده را با قرن بیست ویک اشتباه گرفت. چون زمان در گذر است و فقط  شب پرستان در اوج حقارت به تنهایی جا می ماند.
با ارزوی موفقیت برای شما و همه ما مردم ایران  و  با آرزوی رسیدن به به یک حکومت انسانی»  زنده باید جمهوری انسانی»   با تقدیم احترام شمی صلواتی  2010 /03 / 25

گفتگو ئی ویدا میلانی با شمی صلواتی در مورد»عشق»

بیان دیدگاه

ویدامیلانی:چندی است كه نوشته های شماتوجه مرابه خودجلب کرده والبته خوانندگان اشعارتان را ،گذشته از مفاهیم غنی انسانی ، اجتمایی ، سیاسی كه در شعر های شما موج میزند و اینمورد امروز صحبت من با شما نیست ،امروز میخواهم با شما و دوستانمان در مورد مفهوم عشق در زبان و فرهنگ خود به صحبت بنشینم و به چالش بکشم این واژه زیبا و هزار رنگ را.
در شعر های شما واژه عشق را بسیار میبینم ، آیا منظور شما از عشق فقط یک احساس شخصی و درونی است ؟ یا رابطه ای  میان دو جنس مخالف ؟ یا اینکه پیامی به دیگران برای تغیر نگرششان به مفهوم عشق است؟
آیا مفهوم عشق در شما تحت تاثیر اعتقادات سیاسی شما تغیر یافته و رنگ و بویی دیگر یافته ؟
شما از آزادی در عشق میگوید بی قید و شرط ، دوست دارم منظور شما را از این آزادی بدانم !
آیا به معنی داشتن رابطه آزاد جنسی بی هیچ وصلتی یا ازدواجی یا حتی زندگی مشترکی ؟
یا اینکه تا زمانی كه بخواهم با تو هستم و بعد از آن آزادم كه بروم و عشقی تازه اختیار کنم ؟

شمی صلواتی: قبل از هر چیز اجازه بدهید که ابتدا از شما تشکر و قدردانی کنم و جسارت شمارا در این گفتگوتحسین نمایم.چون  این واژه ها و اعتراف به عشق در نزد ما ایرانیان تابو است. همه ما عاشقیم، ولی  در بیان نظرات خود ناتوان و از تابوها میترسیم.  من واژه  عشق را آگاهانه در اشعار خود بکار میبرم . عشق مفهومی خیلی زیباست.شاید شما به همین سادگی بپذیری که زیباست اما برای من  معنای دیگرنیز دارد. گذر از گناه، گذر از تابوها و از همه مهمتر در هم شکستن اخلاقیات دست و پا گیر است. عشق واژه عربی است که خیلی زیبا در زبان فارسی جا گرفت . عشق یعنی ایجاد علاقه.

در میان ما ایرانیان عشق معنی و مفهومی غم انگیز و درد ناکی  دارد. در حالیکه اگر ما بپذیریم که انسانیم  پس دارای احساس و عواطف انسانی هم هستیم  می خواهم بگویم عشق یعنی انسان باید آزاد باشد. چه جنسی. چه فکری در حق انتخاب. این انتخاب می تواند جنسی باشد یا سیاسی  یا هر چیز دیگری. من هم انسانم  و دارای عواطف انسانی هستم  و وجود آدمی  نیازهای انسانی دارد. من همیشه سعی کردم  معنی انسانی را به عشق باز گردانم.  بی قید و شرط،انتخاب هر آنچه نیازهای انسانیست . مسئله جنسی بر اساس روابط عاطفی استوار است و آزادی این عاطفه گناه نیست.

انسانها آزاد هستند  ومسئله  ارتباط جنسی خود را بایدوآزاد و بدون قید و شرط انتخاب کنند و لازم نیست رنگ و بوی سیاسی به آن داد .چون اینها حق ابتدائی انسان است. اما ما هنوز با سنن و فرهنگ های ارتجاعی  که چهارچوب خانواده نه براساس زندگی مشترک و نه بر اساس  احساس و عواطف انسانی،بلکه بر اساس قانون و قوانین ارتحاعی بنا شده است.هفته پیش من در توصیف  عشق مقاله ای نوشتم و گفتم که عشق همچو اسب وحشی در اسارت مرد روستائی است.

میخواستم مرد روستا راکه به زمینش و اموالی که در اختیار دارد وابسته است و مالک است  و او تعین میکند که دخترش با کی ازدواح کندو اوست تعین میکند که پسرش با کی ازدواج کند.به عنوان سمبل خانواده نشان دهم  و عشق را که انحصاری نیست. با واژه اسب وحشی به تصویر بکشم.میخواستم آزادی احساس و عواطف و نیازهای انسانی را به تصویر بکشم.چون چهار چوب خانواده نیازهای دوران فئودالی است و یا بهتر است بگویم  که متعلق به آن دوران است.

حالادرجامعه سرمایه داری دیگراین مسئلهمقدس نیست. خلاصه ما باید سعی کنیم زندگی مشترک را با احساس و ارزشها انسانی  بطور برابر جایگزین چهار چوب خانواده کنیم . یعنی بااز بین  بردن حق مالکیت. یعنی دو انسان آزاد و بدون هیچ قید و شرطی با هم زندگی کنند اینجاست که عشق معنا پیدا میکندو حرمت هست واحترام متقابل هست و ارزشهای انسان را در رابطه و مناسبات  دو انسان میببینی که مجبور نیستند به هر دلیلی به هم دروغ بگوید.یا باهم مماشات کنند و یا بده و بستان داشته باشندو یا زندگی بر اساس  ریا کاری باشد.حرمت یا عشق انسانها در آزادی جنبۀتعهدپیدا میکند و به هم وابستگی اخلاقی پیدا میکنند و آزادانه نسبت به هم متعهد هستند. چون آزادانه یارخود را براساس اخلاقیات مشترک پیدا میکنندنه بر اساس امکانات و امتیازات احتماعی.
وید میلائی :مساله دیگر كه میتوان در این بحث گنجاند این است كه چیزی كه در این سالها شاهد آن در اروپا بودم و شاید در ایران هم ، این است كه مردان ما پس از سالها زندگی در اروپا جنبه هایی از آزادیهای آنها در روابط با جنس مخالف را دیده و پسندیده اند ، ولی از آنجا كه فقط سطحی آنرا شناخته اند آنرا به غلط و نادرست به کار میگیرند و مثلا با داشتن خانواده ، وارد رابطه های متعدد میشوند و در این میان دلیل متعددی از جمله : وجود فرزندان و لطمه دیدن ایشان از طلاق ، ارتباطات اقتصادی ، سالهای طولانی زندگی با یکدیگر را از جمله موانع راه جدایی میدانند ولی در عین حال حاضر به داشتن تعهد به این رابطه نیستند و بدون هیچ مرزی وارد رابطه های متعدد میشوند و اسم آنرا عشق میگذارند !اینکه از شما این سوال را میپرسم به این دلیل است كه میخواهم بدانم آیا این هم نوعی نگرش آزاد به عشق است و آزادی در آن ؟

شمی صلواتی:تصویر من ازعشق زیبایی هاست نه  زشتی ها. اگر شما به عمق نوشت های من توجه کرده باشی میبینی که من مهربانی و فداکاری را ترجیح می دهم . واقعیتش را بخواهی من از جدائی می ترسم چون می دانم  بچه ها قربانیانی  هستند که قادر به دفاع ازخود نیستندو این  مسئله باعث رنج و آزارم میشود. انسان آزاد است. اما تا آنجا که باعث نابودی یا پریشانی کودکان نشود. مسئله ای که همیشه اذیتم میشود روابط و مناسبات  زندگی ایرانی هاست . وقتی از هم جدا می شوند یک جنگ و خانمانسوز در مقابل همد یگر و تاثراتش بر بچه ها خواهدبود.  آدم هادر صورتی توان زندگی کردن با هم ندارند  بهترین  راه  فدا کاری و منطق است. بهتر خواهد بود به خاطر بچه ها رفتار انسانی و احترام آمیز داشته باشند تا جدائی ،که زندگی بچه ها را غمگین نکنند .

مشکل ایرانیها مشکل فرهنگی است. ما از جامعه ای که مردسالار و خشونت زده است می آیم . ما در چامعه ای پرورش یافته ایم که بسته بود و محدودیت های بسیارداشت چه در دوران کودکی و چه در دوران جوانی  داشته ایم .  نفرتها، عقده ها.حقارت ها  همه اینها در وجود ما است و وقتی که در  جامعه ای  دیگرراه پیدا می کنیم  همه چیز در وجودمان عیان می شود و دیگر منطق و اصول انسانی  را نمی ببینم و به عواقب  مشکلات آن نمی اندیشم.
ویدا میلائی: دوستی دارم كه همسرش از او خواسته كه هر دو در روابطشان آزاد باشند ولی جدا نشوند كه البته او نپذیرفته ! آیا این من درآوری فرهنگی نیست ! چیزی كه ما در آن استادیم ؟

این مسئله خصوصی است .شاید به دلیل وجود بچه هایشان چنین راهی انتخاب کرده ولی در واقع این اشنای شما با هم مشکل دارند و نمی توانند باهم زندگی کنند. یا شاید عشق و عواطفی  در بین آنها نیست ودر واقع یک نوع جدائی متمدانانه! است.
ویدا میلائی :از اینکه وقت تان را دراختیارم گذاشتید متشکرم وباید عرض کنم كه هیچ قصد و منظوری در گفته هایم نسبت به هیچ کس نیست ! ما مردان روشنفکر و آزاد اندیش هم داریم كه بر طبق اصول انسانی در جوامع پیشرفته زندگی میکنند ! ولی این هم بخشی از واقعیتهای جامعه ماست كه بهتر است با آنها آشنا شده و درموردآنها صحبت کنیم. شاید به نقاط روشن و درستی برسیم تا راهنمای خوبی برای فرزندانمان باشیم وخودنیزبه درک بهتری ازعشق برسیم كه زیباترین واژه هستی است!

شمی صلواتی : شما انسانی آگاه و جستجو گری هستی و من از شما ممنونم .

بخش سوم گفتگو ویدا میلائی با شمه صلواتی

بیان دیدگاه

بخش سوم گفتگو ویدا میلائی با شمی صلواتی
ویدا میلانی: دستاوردهای این مبارزات برای زنان و دختران شما چیست ؟
.:زنان و دختران ما به طور برابر و با اعتماد به نفس در مبارزات شرکت داشتند
مساله نابرابری زنان در استانهای دیگر چشمگیرتر است مثلا استانهای خوزستان ، لرستان ، سیستان و بلوچستان از این جمله اند در کردستان هم به دلیل وجود گرایشهای ناسیونالیستی و اسلامی تا حدی به چشم میخورد .
ولی تفکر کمونیستی هیچ گونه نابرابری میان انسانها اعم از جنسی ، نژادی ، قومی ، مذهبی ، زبانی ،ملیتی را نمیپذیرد .در ضمن مخفی شدن قشر تحصیلکرده و تحت تعقیب حکومت های وقت دیگر شهرها ،در کردستان برای مردم این منطقه موجی از افکار آزادیخواهانه را به ارمغان آورد و در تحول فکری و اجتماعی مردم منطقه نقش بسیار سازنده ای داشت.شانس ما در ابتدا وجود یک گرایش رزمند و کمونیست و سرازیز شدن کمونیستها در دیگر نقاط ایران برای این پیشروی بود. که این شانس شامل کردها ترکیه و عراق و سوریه نشد.در این زمنیه البته نمی توان نقش منصور حکمت را نادیده گرفت

ویدا میدلانی: سوال بعدی من در مورد نقش زنان در فعالیتهای مبارزاتی شما چیست ؟
آنچه من در این مدت مشاهده کرده ام ، متاسفانه بیشتر کردها پس از سالیان دراز زندگی در جوامع اروپایی هیچ گونه نزدیکی با معیارهای زندگی اجتمایی در اروپا ندارند و با همان روشهای سنتی و قومی در جوامع مدرن اروپایی ظاهر میشوند و زندگی می کنند … پدیده ایی كه امروز متاسفانه نمونه های آن کم هم نیستند مساله قتلهای ناموسی است و آن قتل دختران به دست خانواده خویش به دلیل داشتن رابطه دوستی ، یا تصمیم به ازدواج باشخصی غیراز بستگان، است …و مفتخر بودن به آن . دوستی دارم كه به دلیل ازدواج با پسری كه به او علاقه داشت و او هم کرد است ، مخفیانه در اینجا زندگی میکند تا مورد آزار و اذیت ایشان قرار نگیرند .حال میخواهم بدانم وقتی زنان شما حتی آزادی انتخاب لباس ، سبک زندگی ،و حتی شریک زندگی خویش ندارند و در یک جامعه مردسالار و بسته زندگی میکنند ، چگونه میتوانند کودکانی آزاد و آگاه به جهان تحویل دهند و حتی همگام شما در این راه باشند ؟

شمی صلواتی : شما تصویر خودتان و حقیقت های که در پیرامون خودتان می بینی دوستانه با من در میان می گذارید
اما این ناشی از کم کاری یا ضعف مبارزات ما نیست در حالیکه مرکز مبارزات ما فقط کردستان ایران بود و ما در آنجا فعال بودم و توانستیم کار فرهنگی و سیاسی بکنم و افکار خرفه ای و مردسالاری را به چالش بکشم مثل در کردستان ترکیه با وجود حزبی مردسالار و ناسیونالیست چون پکا کا زن اهمیت ندارد یا در کردستان عراق که قبله ای است و احزاب ناسیونالیست قدرت را درد ست دارند در کردستان ایران نیر در منطقه ای که حزب دموکرات نفوذ داشته حقوق زنان نه تنها بی معنی بلکه فرهنگ ارتجاعی دست بالا را داشت اگر جستجوی این گرایشات را بکنی به نظر من واقعیتها و دستاورها ما را هم خواهید دید

ویدا میلانی: سوال بعدی من برنامه های شما برای کودکانتان چیست ؟ آیا همچنان باید نام کرد ، فرهنگ کرد ، زبان کرد ، و نگرش یک کرد را به دوش کشند و میراث دار آن باشند ؟ یا اینکه به عنوان یک شهروند در ساختن آینده کشورشان سهیم باشند ؟
شمی صلواتی: در گفتگو قبلی گفتی بودم که باید به انسان و خوشختی انسان اندیشید و اگر معیار ما انسانی باشد پس نباید انسانها را بر اساس قومیت یا مذهب یا جنسیت تعریف کنیم در این رابطه با حقوق کودک من شما به یک دنیای بهتر رجوع می دهم در برنامه ما برای کودکان و در یک بهتر ثبت شده به آن اشاره کنم
حق هر کودک به یک زندگی شاد، ایمن و خلاق.

تضمین رفاه و سعادت هر کودک، مستقل از وضعیت خانوادگی، با جامعه است. دولت موظف است استاندارد واحدی از رفاه و امکانات رشد مادی و معنوی کودکان و نوجوانان را، در بالاترین سطح ممکن، تضمین کند.

پرداخت کمک هزینه های لازم و ارائه خدمات رایگان پزشکی و آموزشی و فرهنگی، برای تضمین استاندارد بالای زندگی کودکان و نوجوانان مستقل از وضعیت خانوادگی.

قرار گرفتن کلیه کودکان فاقد خانواده و امکانات خانوادگی، تحت تکفل دولت و زندگی و تربیت آنها در نهادهای مدرن و پیشرو و مجهز.

ایجاد مهد کودک های مجهز و مدرن به منظور برخورداری همه کودکان از یک محیط زنده و خلاق تربیتی و اجتماعی، مستقل از شرایط خانوداگی.

برابری حقوقی کامل کودکان، اعم از اینکه داخل یا خارج ازدواج بدنیا آمده باشند.

ممنوعیت کار حرفه ای برای کودکان و نوجوانان زیر ١٦ سال.

ممنوعیت هر نوع آزار کودکان در خانواده، مدارس و موسسات آموزشی و در سطح جامعه بطور کلی. ممنوعیت اکید تنبیه بدنی. ممنوعیت فشار و آزار روانی و ارعاب کودکان.

مقابله قاطع قانونی با سوء استفاده جنسی از کودکان. سوء استفاده جنسی از کودکان جرم سنگین جنایی محسوب میشود.

تعقیب و مجازات قانونی کسانی که به هر طریق و به هر توجیه مانع برخورداری کودکان، اعم از دختر و پسر، از حقوق مدنی و اجتماعی خویش، نظیر آموزش، تفریح، و شرکت در فعالیت های اجتماعی مخصوص کودکان گردند.

یدا میلانی : اگر دولت آینده ایران دولتی غیر سوسیالیستی باشد ، آیا باز به یک انقلاب کمونیستی فکر میکنید یا اینکه به عنوان یک حزب در کنار دیگر احزاب با روشهای سیاسی به جلب آرا مردم می پردازید و برای نظر اکثریت احترام قائل میشوید ؟
ما طرفدار خشنونت نیستیم از فضا باز استقبال می کنیم وتا به ترویج و تبلغ نظرات خودمان بپردازیم ما ضمن احترام به آرا اکثریت به تلاش خود برای به دست
آوردن انتخاب مردم ادامه می دهیم و تصور می کنم در ایرانی آزاد بهتر بتوانیم به ترویج این افکار و نگرشهای انسانی بپردازیم
و مردم را نیز با خویش همراه و هم نظر سازیم ا ما مثل یک حزب سیاسی به فعالیت سیاسی اعتقاد داریم و به انتخاب آزادنه ای مردم بدون فشار احترام می گذاریم به قدرت رسیدن ما باید با اتکا به آگاهی مردم ما باشد تا مابتوانیم دنیای بهتری را بسازیم هیچ تغییری با زور میسر نیست.

ویدا میلانی :آیا برای روشنگری نظرات خود با اقوام دیگر کرد از ترکیه ، سوریه ،عراق ، برنامه هایی دارید ، یا تا کنون فعالیتی داشته اید ، یا مبارزات شما محدود به اقوام کرد ایرانیست ؟

شمی صلواتی : در جواب شما باید عرض کنم نه. فعالیتهای ما مربوط به ایران است چون فرهنگ و زبان مردم این کشور را می فهمیم و آشنائی داریم و ما خوشحال خواهم شد اگر کردها دیگر کشورها نگرشی مثل ما پیشه کنند
هر چند این گرایشات به شکل ضعیفی در ترکیه و در عراق هم حزب خواهر ما : حزب کمونیست کارگری چپ عراق مشغول فعالیتند امیدوارم مردم آن کشورها نیز با نوع تفکر و آرمانهای حزب ما آشنا شوند
ویدا میلائی :با تشکر از شما دوست عزیز.
شمی صلواتی : من از شما تشکر می کنم
.

Older Entries

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: