سلام بر تو – ای عفرین

شمی صلواتی:

سلام بر تو – ای عفرین !
ای شهر آغشته بخون
گرچه جهان غرق شده
در سکوتی ناعادلانه و بی دریغ !
امًا این به معنی مرگ عشق و عواطف نیست
هر چند قصدم انکار انسانیت نیست
ولی شعور انسانی را
در درون هر دلی بدور از فکر تو کشته اند
گلهای عواطف و عشق را بدور از تو هرس کرده اند
٭٭٭ ٭٭٭ ٭٭٭
عفرین، شهر آغشته به زحم و درد
صدایت را می شنوم
صدای کودکان زخمی بیدفاع ات را
صدای زنان و مردان پیری که دلشان ترک برداشت است
صدای غرور زنان جوان صلاح بدست ت
صدای مردان فداکار و برابری طلب ت
عفرین، شهری که آسمانش پر ازستاره هاست
عفرین – آینه زندگی – آینه چگونه زیستن
عفرین – هیچ کجای این کره خاکی مثل تو
سرشار از رنج و درد نیست
مثل تو چشمه عواطف نیست
مثل تو در اوج جسارت نیست
سلام برتو عفرین
ای – شهر آغشته بخون
نوروز خونین ات را جشن میگیرم
نوروز خونینی که سنندج را رنگین کرد
سنندج سرخ با برافراشتن پرچم انسانیت- با عشقی از غرور –
مقاومت در برابر جهل به یادگار گذاشت
عفرین این اولین نوروز خونین
و آخرین نوروز خونین تو نیست
نوروز در سنندج و عفرین معنی می شود
در سنندج سرخ و عفرین آغشته به خون
واژه تازه برای فتخ!
و پیشرفتند به سوی روز نو ،زندگی نو
ای عفرین – نماد جسارت و انسانیت
جوانانان ت قویتر از هر قدرتند
دختران ت زیباترین گلهای این جهانند
با تو بودن را دوست دارم
صدای خونین کودکان ات را می شنوم
بگذار پس مانده های جهل عثمانی در نهایت قدرت بتازند
بگذار شیخان آدمخوار صفویه از ریختن خون جوانانت شاد و مسرور شوند
بگذار قدرتهای بزرگ خود فروشی کنند
بگذار این دنیای بی رحم و نالایق نسبت به ریختن خون کودکانت چشمهایشان را ببندند
آنچه جلای خون جوانان توست
فریاد انسانهای صاحب وجدان است
در این جهان بیکران هنور اندکی انصاف هست
هنوز شعور نمرده است
هنوز قلبهای هستندکه برای عفرین می زنند
هنوز صدای هر چند ضعیف برای اعتراض به ناعادلاتی وجوددارد
هنوز فریادهای «های عفرین تو شمع روشنائی شعور در این جهانی» شنیده می شود
هنوز امید ها به تو باورند
نه تنها من – هنوز بشمارند آنانی که رهای از شوم
طغیان چشمه عدالت را در این جهان ناپاکیها
در پیروزی تو می ببیند
و شکست تو را آغاز شروع دوباره جهان کهنه.
afrin.jpg

Advertisements

زمین لرزه

بعد از زمین‌لرزه منجیل-رودبار که در ساعت ۳۰ دقیقه بامداد به وقت ایران در پنجشنبه۳۱ خردادماه ‪۱۳۶۹ (برابر با ۲۱ ژوئن ۱۹۹۰ و تا شعاع ۱۰۰ كیلومتری ازمرکز زمین‌لرزه، صدایش شنیده شده بود که موجب خسارات جانی و مالی فراوان گردید،از این تاریخ تا به حال شاهد بیش از بیست مورد زلزله در ایران بودیم که بعد از زمین لرزه منجیل – رودبار زمین لرزه بم دوم زلزله فاجعه بار بود که طبق آمار رسمی این زمین‌لرزه ۴۲ هزار قربانی، ۵۰ هزار مجروح و بیش از صدهزار نفر بی‌خانمان به جای گذاشت.این درحالی است که تعداد واقعی قربانیان به مراتب بیش از میزان اعلام شده بود از ۶۹ تا به امروز که فاجعه زلزله آذربیجان که در آن » حداق ۵۰ هزار کشته و بیش از سیصد هراز زحمی بجا گذشت است » بیست و هفت سال می گذرد، و در طول این بیس هفت سال بیشترین پول از حاصل درآمد نفت، مصرف حزب الله و دیگر احزاب تروریستی در نقاط جهان برای جاسوسی . ترور . فتنه انگیزی شده است. جدا از همه اینها میلیاردها دلار ها یا تومان فقط صرف هزینه ساختن مسجد ، مراسمهای مذهبی ، و فیلمهای مذهبی شده و با اضافه کردن هزینه هنگفتی برای سرکوب مخالفان سیاسی و مبارزه صرف شده است . زلزله امشب چندین استان تا بحال شایعه ده ها نفر و نزدیک به دو هزار کشته گزارش شد است نتیجه فقر و وجود خونه های غیر استاندار آلونه ها غیر امن است بنا به همین دلیل جمهوری اسلامی مسبب این فاجعه انساتی ست.

اما دریغا از یک بیناد و موسسه برای جلویگیری از فاجعه که بر اثر زلزله، که بیشترین قربانی را می گیرد. جمهوری اسلامی یا بهتر است بگویم حکومت خدا هیچ ارزشی برای جان انسان قائل نیست و این گفته من نتیجه عمل کرد جمعی انگل که حکومت خدا را به دست گرفتن و حکومت می کنند ناشی می شود که در کمال گستاخی آن را به خشم خدای که نامرئیست نسبت می دهند غافل از اینکه چنین خدای زاییده مغز مشتی آخوند انگل برای فریب دادن مردم عوام است. تازه» من» فرضم بر این است که چنین خدای وجود دارد و وجود داشته باشد. در این صورت چنین خدایی باید غول خون آشامی باشد که ارزشهای انسانی در وجودش نیست و باید بر علیه چنین خدای جنایت کار و مستبد قیام کرد. و اگر انگلانی وجود دارد که می خواهند از رحمت و کرامت این خدای جانی برای ما بگویند باید گفت خفه شوید چون ما شاهدان جنایت خدا و نمایندگان او با ریاکاریهایش بودیم . و برای ما ارزشهای انسانی مهم تر است. اگر قرار است حرمت به انسان و ارزشها انسانی در آن جامعه احیا شود اولین پیش شراط جدایی مذهب بطور کامل و آزادی بی قید و شرط سیاسی است تا جامعه ما بتواند راه و حرمت انسان را به سنت جامعه تبدیل کند .. شمی صلواتی

فرخنده

 

شمی صلواتی :

ای گمنامترین واژه امروز من،

زیباترین واژه آخرین روزها سال

«فرخنده گل »

زیباتر از هر خدا،

با لطافتی نرم و عریان

شاه دو شمشیر»قیس بن لیس»

قاتل پنج هزار زن و کودک را

که در ایامی دور

بر این شهر

آلوده به رنج و خونین حک شده بود

با دویل یک برابر با هزاران

رسوا ساخت لشگر جهل و بچه ای سقاو را

زین رو من ،

گلی را به یادش در آب انداختم

 

نه در دریا کابل!

که در همدمی با بادها شوم

خشک و بی رمق

همچون مردابی

بدور از هر عواطف

کور و پیر ،خسته ست.

 

به آب انداختم

به سرخترین آب ،

تا به دریا ختم شود

به موجهای عواطف و عصیان

تا بوی او را خارج از آن شهر پر آشوب.

ببرد به کوبانی،

برساند به دختران آن دریا

 

«خواهر گمنامی داشتند از جنس بلور

فرخنده گلی در اوج طغیان

که چشمه جهالت را نشانه رفت

و جانباخت در کابل .».

به یاد فرخنده 27 ساله که در کابل دیرور به مسلمانها کشته و به آتش کشیده شده

شمی صلواتی  20 مارس 2013

1_farkhunda_anniversary_19_march_2018

بگذار بنویسیم

 

بگذار بنویسیم
بگذار یک بار دیگر
تصور کنم شنگال را
درونم غوغا می کند
اشکم همچون باران نفرت
آن لحظه های تلخ تاریخ
آن دردهای عفونی شده
آن لحظه های که مردان را سلاخی کردن
و زنان را به کنیزی
کودکان را به غلامی گرفتند
نمایان می کند.
حوصله کن رفیق
از شهر آلوده به خون
و از غرور و غم سنجار
می نویسم
شهری که تکرار، تکرار تاریخ ست
جنگ قادسیه و نهاونده
اغراق نمی کنم گر بگویم
جنگ صفویه و عثمانی ست.
این بار می خواستند از کله ایزدیها کوه بسازند
باور کن رفیق
تاریخ تکرار تکرار است
و ما هنوز؟ شمی صلواتی
coptstoday-1407847083

اجرای حکم اعدام

خلایقی را دیدم
به شوق و هیجان
در میدان شهر گرداگرد چوبه دار بودندمراسم اعدام
همچون جانیان خالی از عواطف
گویی که سینماست، به انتظار اکران فیلم بودند

اینگونۀ عادتمان دادند
تا تن زخمی و لاشه بی سر بینیم
ما را بگو! گوئی که حیوانیم
در جنگل زندگی می کنیم
شمی صلواتی

ملک خدا!

چه سرزمین شومی؟golparipour

گوئی که ملک خداست

به هر دشت  به هر باغش

موج  خون،

لانه سیاه ماراست و گژدوم

             ***

نه جنگیدن  یک خطاست .

                        شمی صلواتی

                                                     محکوم کردن  اعدام  حبیب گلیری پور