برداشت ما از مارکسیست متفاوت است !

به خواندن «برداشت ما از مارکسیست متفاوت است !» ادامه دهید

Advertisements

باید شعور را کوچانید ؟

اجازه بدهید تاپرچم شیر و خورشید
و منافع ملی را با زبان ساده توصیخ دهم !
برای بدست آورند سود
باید شعور را کوچانید
درخت جهل و بی رحمی را کاشت
برکت سرمایه و سود
در همین لجنزار است
سمپاشی احزاب سلطنت طلب و احزاب دست راستی که با واژه های جعلی وطن و ملت و منافع ملی و… سر مردم شیره می مالند باید پاسخ درستی داد. هر موقع اعتراضات در ایران پا می گیرد سلطنت طلب ها و احزاب دست راستی تلاش میکنند آن را به انحراف بکشند. علیرغم نقد من به ماهیت پرچم این جنبش راست، پاسخ به چند سوال در مورد آن را ضروری می دانم.
من قصد گرفتن باور کسی را ندارم
من میخواهم این باورها را به باد تمسخر یا به چالش بکشمو نقد کنم.
زیرا پرچم این جنبش معنا دارد و من سعی می کنم معنای واقعی آن را بنویسم .
امیدوارم مخاطبین من انسانهای آنقدر آگاه و مطلع باشند که از انتقاد دلشان نلرزد، نترسند و درک کنند و بفهمند که انتقاد کننده چی می گوید و چه دلیلی باعث شده او به این میدان پا بگذارد. من میخواهم راستی و درستی و حقیقت را به مخاطب بگویم.اشکال این کار کجاست که تعدادی پرچم پرست و راست جنبش ناسیونالیسم ایرانی این چنین عصبانی شده است.!؟
صرفنظر از احساس وطن پرستی و احساس ناسیونالیستی/ مانع پیش رفت و اجرای عدالت و انسانیت در جامعه ما ایرانیها، یک مولفه دیگری به نام مذهب وجود دارد که همیشه متحد ناسیونالیسم ایرانی بوده و با تکیه بر احساساست ( وطنی ) شیخ و شاه میکروب پراکنی می کنند و جامعه را به سوی جهل و عدم عدالت سوق می دهند .
شیخ و شاه باهمند. همچون مارهای سمی در شرایط متفاوت بنابه ضرورت زمانه، گاها تک رو و گاها متحد هستند و حرکاتشان کاملا آگاهانه است. زیرا این دو تاریخ استبداد و خونریزی و نابرابری و اعدام و بی حقوق کردن مردم در ایران را ساخته اند. تمام تاریخشان را اگر نگاه کنیم بجز این یافت نمیشود. همگان میدانند این دو جنبش در تحمیل فقر و سرکوب و بی عدالتی و…. دارای یک ماهیت بوده اند. اما در تاریخ معاصر هر بار یکی از آنها دست بالا داشته و آن یکی متحدش بوده است در عین حال برای سهم بری با همدیگر رقابت دارند. همانند دو جنای فعلی جمهوری اسلامی عمل میکنند. هم رقیبند و هم در مقابل مردم متحد همدیگر.
سیستم مورد دفاع هر دو همان سیستم است. فساد و اختلاس/فرهنگ لمپنی و نبود عدالت اجتماعی اختناق شکنجه و اعدام وجنایت ، کشتن مخالفان و…
راستی برای رسیدن به عدالت چه کار باید کرد. در حالیکه آنها هم پول و هم رسانه و هم حامی خارجی مانند آمریکا و انگلیس و… دارند. مثلا روزی دولتهای صاحب نفود برای حفظ منافعشان یک سوپاپ اطیمنان با هزینه هنگفت و برای مهندسی افکار ایرانیان توسط دولت انگلیس با همکاری سازمان سیاه تلویزیونی به نام » من وتو» با برنامه های متفاوت و با همکاری غیر مستقیم بی بی سی شروع به راه اندازی کردند. دهها رسانه دیگر را برای لانسه کردن شخصیتهای جنبش راست راه اندازی کردند.
«روزی میرحسین و کروبی را بزرگ کردند و امروز میخواهند مریم رجوی و رضاپهلوی» را به مردم بخورانند.
همان شیوه کاری که در گذشته بی بی سی برای خمینی انجام داد امروز تمام رسانه های دولتی و غیر دولتی راست دارند برای رضا پهلوی انجام میدهند. اما این بچه شاه و میانسال تشنه قدرت متوجه نیست جامعه امروز ایران کمتر شباهتی به سال 57 دارد و رسانه های رسمی دولتها و …. آن جایگاه و قدرت را ندارند.

دولتهای غربی از جمله آمریکا و قتی که شاه واقعا رفتنی شد و متوجه شدند که نمیشه او را بر مسند قدرت نگهداشت خمینی را زیر نور افکن گرفتند. با این شعار که کمونیستها هم اجازه فعالیت دارند و با شعار اتحاد اتحاد او را به ایران آوردند. اینبار مردم دست همه آنها را خوانده و یک بار دیگر آن سناریو تکرار نخواهد شد.

حالا چرا پرچم ؟ مگر این اعتراضات به پرچم ربط دارد!
در خارج از کشور تجارت پرچم ابتداد توسط شیادی به اسم داریوش همایون راه افتاد و پرچمی که هزینه اش یک دلار بود به ایرانیان خارج از کشور به قیمت صد دلار فروخته می شد.
خریداران پرچم!
سه دسته از ایرانیان که باید این پرچمها را می خریدند و ناآگاهانه در دام رسانه ها افتادند و از آنها بهره برداری سیاسی شد.
دسته اول ایرانیانی بودند که به ایران رفت و آمد داشتند یا به سفارت جمهوری اسلامی به دلیلی در رفت وآمد بودند و هستند.این افراد چون از سوی انسانهای مدرن و آزایخواه مورد سرزنش بودند که برای رهایی از حقارت واحساس سر افکندگی تمام خونه خود را با پرچم شیر وخورشید پر کردند و قدم به قدم در دام سلطنت طلبها افتادند .
دسته دوم احزاب دست راستی هستند اینها بقال صفتند برای جمع آوری نیرو با پرچم به اسم نجات ایران و باتکیه بر احساسات ملی ایرانیان نا آگاه را شکار می کردند.
دسته سوم پناهجویان غیر سیاسی و بی افقند که به دام احزاب دست راستی سلطنت طلب افتاده و فکر می کنند که می شود با آن کیس درست کرد تا شاید اقامت بگیرند.
این افراد نا آگاهانه تبدیل به خبرنگار دست راستی میشوند .در اعتراضات عکس می گیرند خبر نگار می شوند در دنیا مجازی با پرچم شیر و خورشید صفحه درست می کنند تا توجیهی برای پناهنده گی و داشتن مدرک برای گرفتن اقامت داشته باشند! اینها نا آگاهانه در این دام افتادند.
روز گار غریبی است تعصباب کور افکار ناسیو نالیستی کور بدور از عقلانیت هر فاجعه ای ممکن است بیافریند. از چاه به چاله سقوط کردن و در دام حماقت یک مشت آدم مافیایی که با جمهوری اسلامی در حال مماشاتند یا بده بستان دارند و اعتراضات مردم رابه انحراف می کشند.
متاسفانه پرچم پولساز است که خریدارانش همچون کتاب قران نه ریشه آن را می شناسند و نه معنا آنرا میدانند فقط خود را با آن تداعی می کنند. شمی صلواتی

سلام بر تو – ای عفرین

سلام بر تو – ای عفرین !
ای شهر آغشته بخون
گرچه جهان غرق شده
در سکوتی ناعادلانه و بی دریغ !
امًا این به معنی مرگ عشق و عواطف نیست
هر چند قصدم انکار انسانیت نیست
ولی شعور انسانی را
در درون هر دلی بدور از فکر تو کشته اند
گلهای عواطف و عشق را بدور از تو هرس کرده اند
٭٭٭ ٭٭٭ ٭٭٭
عفرین، شهر آغشته به زحم و درد
صدایت را می شنوم
صدای کودکان زخمی بیدفاع ات را
صدای زنان و مردان پیری که دلشان ترک برداشت است
صدای غرور زنان جوان صلاح بدست ت
صدای مردان فداکار و برابری طلب ت
عفرین، شهری که آسمانش پر ازستاره هاست
عفرین – آینه زندگی – آینه چگونه زیستن
عفرین – هیچ کجای این کره خاکی مثل تو
سرشار از رنج و درد نیست
مثل تو چشمه عواطف نیست
مثل تو در اوج جسارت نیست
سلام برتو عفرین
ای – شهر آغشته بخون
نوروز خونین ات را جشن میگیرم
نوروز خونینی که سنندج را رنگین کرد
سنندج سرخ با برافراشتن پرچم انسانیت- با عشقی از غرور –
مقاومت در برابر جهل به یادگار گذاشت
عفرین این اولین نوروز خونین
و آخرین نوروز خونین تو نیست
نوروز در سنندج و عفرین معنی می شود
در سنندج سرخ و عفرین آغشته به خون
واژه تازه برای فتخ!
و پیشرفتند به سوی روز نو ،زندگی نو
ای عفرین – نماد جسارت و انسانیت
جوانانان ت قویتر از هر قدرتند
دختران ت زیباترین گلهای این جهانند
با تو بودن را دوست دارم
صدای خونین کودکان ات را می شنوم
بگذار پس مانده های جهل عثمانی در نهایت قدرت بتازند
بگذار شیخان آدمخوار صفویه از ریختن خون جوانانت شاد و مسرور شوند
بگذار قدرتهای بزرگ خود فروشی کنند
بگذار این دنیای بی رحم و نالایق نسبت به ریختن خون کودکانت چشمهایشان را ببندند
آنچه جلای خون جوانان توست
فریاد انسانهای صاحب وجدان است
در این جهان بیکران هنور اندکی انصاف هست
هنوز شعور نمرده است
هنوز قلبهای هستندکه برای عفرین می زنند
هنوز صدای هر چند ضعیف برای اعتراض به ناعادلاتی وجوددارد
هنوز فریادهای «های عفرین تو شمع روشنائی شعور در این جهانی» شنیده می شود
هنوز امید ها به تو باورند
نه تنها من – هنوز بشمارند آنانی که رهای از شوم
طغیان چشمه عدالت را در این جهان ناپاکیها
در پیروزی تو می ببیند
و شکست تو را آغاز شروع دوباره جهان کهنه!
شمی صلواتی

سخنرانی کوتاه شمی صلواتی در مراسم یاد بود علی اشرف درویشیان در هانرفر!


٭٭٭
تصویری از علی اشرف درویشان در ذهنم هست
علی اشرف بزرگ بود
و ماهم به همین دلیل در اینجا جمع شدیم
تا یاد عزیزش را گرامی بداریم
یاد همون کسی که
چون پر گل با قلم مهربان بود
چون قلب پرنده پاک بود
چون چشمه در دل کوه زلال بود
علی اشرف
کسی که دلی به وسعت دریا داشت
و قامتی به عظمت کوه
کسی که به زیبایی گلهای بهار قصه می گفت
کسی که برای بیان
گفتنی ها بسیار داشت
ارزشهای انسانی را به تصویر حک شده در ذهن داشت
که در آن یک برابر بود با یک
علی اشرف رفت و یاد ها را برای ما جا گذشت
او با ماست علی اشرف آثاری مکتوب شده از عواطف و ارزشهای انسانی ست که همیشه جاودانه با ما خواهد بود
٭٭٭٭
سینه ام در آتش سرخ سوخت
وجودم از ناله ها جانسوز دل مردم آغشته به غم سوخت
آتش شد پریشان و دلش بر من سوخت
جانم در سفر روزگار از نابرابریها سوخت
هوای آرزوی دلم غروب کرد باز
دلم می خواست همچو کوه بلند و قوی،
و تا زنده ام استوار و محکم میزبان زیبایی ها باشم
دلم می خواست همچو کوه آتشفان شعله ور به هر سو
تا ستمگر و مستبد، جانی را بسوزانم
دلم می خواست همچو دریا در حال طغیان باشم …
تا زشتی ها را جا رو کنم
و باغها را آباد
بیشه ها را پر از شادابی
تا جهانی را در هیجان و شادی غرق کنم
دلم می خواست
آری رفیق
… دلم می خواست
اما زمان سریع است و عمر من کوتاه

جدایی راه درستی نیست

کارگران و زحتمکشان کورد
باید این حقیقت را بپذیرند که استقلال و داشتن یک کشورمستقل به معنی رهایی ازفقرو تنگدستی نیست ما باید برای یک جامعه انسانی و برابر مبارزه کنیم و در حقیقت برای تقسیم رفاه و بهداشت و امکانات در یک کلام *تقسیم ثروت* کشورهای زیاد هستند که استقلال دارند اما فقط اقلیتی انگل در آن همه امکانات را در اختیار گرفتند باعث شدن تا اکثریت مردم در دام فقر گرفتار شوند.
[ شمی صلواتی

زمین لرزه

بعد از زمین‌لرزه منجیل-رودبار که در ساعت ۳۰ دقیقه بامداد به وقت ایران در پنجشنبه۳۱ خردادماه ‪۱۳۶۹ (برابر با ۲۱ ژوئن ۱۹۹۰ و تا شعاع ۱۰۰ كیلومتری ازمرکز زمین‌لرزه، صدایش شنیده شده بود که موجب خسارات جانی و مالی فراوان گردید،از این تاریخ تا به حال شاهد بیش از بیست مورد زلزله در ایران بودیم که بعد از زمین لرزه منجیل – رودبار زمین لرزه بم دوم زلزله فاجعه بار بود که طبق آمار رسمی این زمین‌لرزه ۴۲ هزار قربانی، ۵۰ هزار مجروح و بیش از صدهزار نفر بی‌خانمان به جای گذاشت.این درحالی است که تعداد واقعی قربانیان به مراتب بیش از میزان اعلام شده بود از ۶۹ تا به امروز که فاجعه زلزله آذربیجان که در آن » حداق ۵۰ هزار کشته و بیش از سیصد هراز زحمی بجا گذشت است » بیست و هفت سال می گذرد، و در طول این بیس هفت سال بیشترین پول از حاصل درآمد نفت، مصرف حزب الله و دیگر احزاب تروریستی در نقاط جهان برای جاسوسی . ترور . فتنه انگیزی شده است. جدا از همه اینها میلیاردها دلار ها یا تومان فقط صرف هزینه ساختن مسجد ، مراسمهای مذهبی ، و فیلمهای مذهبی شده و با اضافه کردن هزینه هنگفتی برای سرکوب مخالفان سیاسی و مبارزه صرف شده است . زلزله امشب چندین استان تا بحال شایعه ده ها نفر و نزدیک به دو هزار کشته گزارش شد است نتیجه فقر و وجود خونه های غیر استاندار آلونه ها غیر امن است بنا به همین دلیل جمهوری اسلامی مسبب این فاجعه انساتی ست.

اما دریغا از یک بیناد و موسسه برای جلویگیری از فاجعه که بر اثر زلزله، که بیشترین قربانی را می گیرد. جمهوری اسلامی یا بهتر است بگویم حکومت خدا هیچ ارزشی برای جان انسان قائل نیست و این گفته من نتیجه عمل کرد جمعی انگل که حکومت خدا را به دست گرفتن و حکومت می کنند ناشی می شود که در کمال گستاخی آن را به خشم خدای که نامرئیست نسبت می دهند غافل از اینکه چنین خدای زاییده مغز مشتی آخوند انگل برای فریب دادن مردم عوام است. تازه» من» فرضم بر این است که چنین خدای وجود دارد و وجود داشته باشد. در این صورت چنین خدایی باید غول خون آشامی باشد که ارزشهای انسانی در وجودش نیست و باید بر علیه چنین خدای جنایت کار و مستبد قیام کرد. و اگر انگلانی وجود دارد که می خواهند از رحمت و کرامت این خدای جانی برای ما بگویند باید گفت خفه شوید چون ما شاهدان جنایت خدا و نمایندگان او با ریاکاریهایش بودیم . و برای ما ارزشهای انسانی مهم تر است. اگر قرار است حرمت به انسان و ارزشها انسانی در آن جامعه احیا شود اولین پیش شراط جدایی مذهب بطور کامل و آزادی بی قید و شرط سیاسی است تا جامعه ما بتواند راه و حرمت انسان را به سنت جامعه تبدیل کند .. شمی صلواتی